# نوسان گیری چیست؟ بهترین استراتژی‌های نوسان گیری > **Content Team & Meta Data** > Author: حسین حیدری (تحلیل‌گر و کارشناس ارشد محتوا) > Last Updated: ۱۴۰۴-۱۱-۲۵ > Source URL: https://iranrebate.com/academy/learn-forex/what-is-oscillation/ --- دیدگاه‌ها و روش‌های معاملاتی در بازارهای مالی با یکدیگر متفاوت هستند و هر تریدر با سبک خاص خود وارد بازار می‌شود. یکی از این روش‌ها استفاده از نوسان‌گیری از تحرکات قیمتی است که در بازار به وجود می‌آید. حتی ممکن است تکنیک‌ های نوسان‌ گیری بین تریدرها متفاوت باشد، که در ادامه سعی کردیم به آن‌ها نیز بپردازیم. معنی و مفهوم نوسان گیری به طور کلی می‌توان گفت فلسفه‌ی نوسانگیری به‌دست آوردن سود از نوسانات کوچک بازار است، بدون اينكه ارز‌ش ذاتی دارایی بررسی شود. نوسان‌گيرها معمولا روی حرکات مقطعی و فرصت‌های کوتاه‌مدت تمرکز دارند، زيرا اين تحرکات برای آن‌ها اهميت بيشتری دارد. کسی که با ديدگاه نوسان‌ گیری وارد بازار می‌شود، مانند يک سرمايه‌گذار بلندمدت نيست که بخواهد ۲۰ سال سهامداری کند؛ بلکه نوسان‌گيرها مانند موج‌سواران حرفه‌ای از هر حرکت بازار برای کسب سود استفاده می‌کنند. نوسان‌گیرها در بازار به دنبال حرکت هستند، نه ارزش چیزی که می‌خرند. همين ویژگی باعث شده نوسان‌ گیری به يک استراتژی محبوب در بازارهای مالی تبديل شود. [caption id="" align="aligncenter" width="800"] نوسان‌ گیری در بورس یک نوع سبک معاملاتی محسوب می‌شود که به دنبال استفاده از تغییرات باسرعت قیمت‌ها است.[/caption] مقایسه نوسان گیری با اسکلپ تریدینگ می‌توان گفت بسیاری از تريدرهايی که اکنون از استراتژی اسکالپ استفاده می‌کنند، در ابتدا با نوسانگیری وارد بازار شده‌اند. هرچند هر دو روش در بازه‌ی زمانی کوتاه انجام می‌شوند، اما تفاوتشان در سرعت معاملات است. در اسکالپ، معاملات ممکن است در کمتر از ۱ تا ۵ دقيقه بسته شوند، در حالی که در نوسان‌گیری ممکن است پوزيشن‌ها مدت بیشتری باز بمانند. نوسان‌گير بيشتر شبيه يک شکارچی صبور است که منتظر بهترين موقعيت معاملاتی می‌ماند. برای درک بهتر می‌توان گفت اين دو روش مانند دو برادر دوقلو هستند که شخصيت‌های بسيار مشابهی دارند، اما يکی از آن‌ها کمی سریع‌تر عمل می‌کند. اگر بخواهيم بيش از اين به تفاوت‌هایشان بپردازيم، از موضوع اصلی مقاله فاصله می‌گيريم. به همين دليل پيشنهاد می‌کنم مقاله‌ی فرق اسکالپ با سوئینگ چیست؟ را برای درک عميق‌تر این موضوع مطالعه كنيد. مزایا و معایب نوسان گیری در بازارهای مالی هیچ روشی وجود ندارد که بدون عیب و نقص باشد. برای اینکه تریدرها بتوانند با استفاده از تکنیک‌ های نوسان‌ گیری به سودآوری برسند، لازم است علاوه بر شناخت مزایا، از معایب آن نیز آگاه باشند. این آگاهی باعث می‌شود عملکرد شما در بازار هوشمندانه‌تر و حرفه‌ای‌تر شود. به همین خاطر در ادامه به مزایا و معایب نوسان‌ گیری می‌پردازیم. مزایا نوسان گیری آزادی کامل: در استراتژی نوسان‌گیری نیازی نیست ساعت‌ها خیره به چارت باشید. کافی است حد ضرر، حد سود و هشدارهای خود را مشخص کنید تا در طول روز بتوانید به سایر کارها و زندگی‌تان هم برسید. سودهای بزرگتر در هر معامله: نوسان گیری این امکان را می‌دهد که از کل حرکت قیمتی بازار سود بگیرید. برخلاف اسکالپرها که به دنبال سودهای ۵ پیپی هستند، شما ممکن است در یک معامله بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ پیپ سود کسب کنید. فشار روانی و استرس بسیار کمتر: چون از  تکنیک‌ های نوسان‌ گیری استفاده می‌کنید و دائما معامله انجام نمی‌دهید، فشار ذهنی و استرس شما نیز بسیار کمتر است. تمرکز اصلی شما روی رسیدن به هدف روزانه است، نه حضور مداوم در بازار. هزینه‌های معاملاتی ناچیز: تریدر هایی که از استراتژی نوسان‌ گیری استفاده می‌کنند، معمولا معاملات کمتری در روز دارند، به همین دلیل کارمزد و هزینه‌های معاملاتی آن‌ها نیز بسیار ناچیز است. [elementor-template id="26656"] معايب نوسان گیری نیاز به صبر: بزرگ‌ترین چالش در نوسان‌ گیری، صبر است. شما باید مانند یک تک‌تیرانداز منتظر موقعیت مناسب باشید. اگر بی‌صبری کنید، ممکن است بهترین فرصت‌های معاملاتی را از دست بدهید. نیاز به حد ضررهای بزرگتر: از آنجایی که نوسانات روزانه در بازار زیاد است، معمولاً باید حد ضرر بزرگ‌تری تعیین کنید تا از نوسانات مقطعی در امان بمانید. فرصت‌های معاملاتی کمتر: بر خلاف اسکالپ، در نوسان‌گیری ممکن است موقعیت‌های معاملاتی کمتری در طول روز داشته باشید، بنابراین تعداد معاملات شما نیز محدودتر خواهد بود. تکنیک های کاربردی نوسان گیری یکی از بهترین و ساده‌ترین تکنیک‌ های نوسان گیری استفاده از سطوح حمایت و مقاومت است. شاید انتظار داشته باشید روش‌های پیچیده‌تری وجود داشته باشد، اما واقعیت این است که بازار به همین سادگی کار می‌کند. ما انسان‌ها هستیم که آن را با خطوط و اندیکاتورهای زیاد، پیچیده‌تر می‌کنیم و تصور داریم هرچه چارت شلوغ‌تر باشد، سودآوری بیشتری داریم. تنها نکته‌ای که باید خیلی به آن توجه کنید، شناخت قدرت فعلی بازار است. اگر قرار است در سطوح حمایت یا مقاومت معامله کنید، حتما باید در جهت ساختار اصلی بازار وارد شوید. این کار باعث می‌شود ریسک معاملاتی شما به شکل قابل توجهی کاهش پیدا کند. این سطوح در واقع حافظه‌ی بازار هستند و نواحی‌ای را نشان می‌دهند که قیمت قبلا به آن‌ها واکنش مناسبی نشان داده است. ما نیز در تحلیل‌های ایران ریبیت از همین تکنیک ساده استفاده می‌کنیم و شما می‌توانید نمونه‌ی استفاده از این تکنیک‌ های نوسان‌ گیری را در تحلیل فارکس ایران ریبیت مشاهده کنید. [elementor-template id="26664"] انواع روش های نوسان گیری چیست؟ تریدرها برای استفاده از تکنیک‌ های نوسان‌ گیری در بازارهای مختلف، روش‌های گوناگونی دارند. تمام این شیوه‌ها ممکن است برای یک فرد مناسب و برای فرد دیگر نامناسب باشند؛ به همین دلیل بزرگان بازار همیشه می‌گویند هر تریدر باید باتوجه‌به شخصیت و روانشناسی خود، سبک معاملاتی خاصی داشته باشد. با این حال، در ادامه به چند روش پرکاربرد برای نوسان‌گیری اشاره می‌کنیم: معامله بر اساس مومنتوم و روند: وقتی در جهت قدرت فعلی بازار معامله می‌کنید، ریسک شما به‌مراتب کمتر است و در نتیجه احتمال موفقیت معاملاتتان نیز بیشتر می‌شود. شکست بعد از رنج: زمانی که بازار از یک محدوده‌ی رنج خارج می‌شود، معمولا حرکات قدرتمند و یک‌طرفه‌ای شکل می‌گیرد. در این مواقع می‌توانید با تایید شکست، در جهت حرکت جدید وارد معامله شوید. معاملات رنج: وقتی می‌بینید قیمت بین دو سطح مشخص در حال نوسان است، یعنی بازار وارد فاز رنج شده است. در چنین شرایطی می‌توانید در سقف رنج فروش و در کف رنج خرید انجام دهید. شاید با خود بگویید که تمام این روش‌ها را امتحان کرده‌اید اما هنوز به موفقیت نرسیده‌اید؛ باید بدانید دلیل اصلی این موضوع، عدم درک مفهوم عدم‌قطعیت بازار است. در بهترین حالت، هر معامله فقط حدود ۶۰ درصد احتمال برد دارد و ۴۰ درصد احتمال ضرر. بنابراین، برای موفقیت واقعی باید به روانشناسی ترید که بیش از ۸۰ درصد موفقیت بازار را تشکیل می‌دهد، توجه ویژه‌ای داشته باشید. استراتژی های نوسان گیری اگر بخواهیم یکی از رایج‌ترین استراتژی‌های نوسان‌گیری را در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم: معامله در جهت اصلی بازار. اما نکته‌ی مهم‌تر این است که چطور این جهت را تشخیص دهیم. برای اینکه بفهمیم ساختار کلی بازار از چه سمتی حرکت می‌کند، ابتدا باید بررسی کنیم قیمت با برخورد به کدام سطح باعث تغییر جهت یا حرکت شده است. معمولا این تحرکات از سطوح استاتیک ماژور و مینور آغاز می‌شوند. با مشاهده‌ی واکنش قیمت به این سطوح، می‌توانیم متوجه شویم بازار پس از رسیدن به کدام ناحیه تمایل به حرکت پیدا کرده است. سپس می‌توان حدس زد که قیمت قصد دارد به سمت سطح بااهمیت بعدی چه مینور و چه ماژور حرکت کند. به زبان ساده‌تر، اگر قیمت به یک سطح تقاضا برسد، احتمال دارد خریداران تلاش کنند تا قیمت را به سطح عرضه بعدی برسانند. با این نگاه، هم جهت اصلی بازار مشخص می‌شود و هم محدوده‌ی احتمالی حرکت قیمت. در این میان، شما می‌توانید از اندیکاتورها یا سطوح استاتیک و داینامیک برای تایید ساختار بازار استفاده کنید و معاملات خود را در همان جهت انجام دهید. این کار باعث می‌شود ریسک معاملات شما به شکل قابل توجهی کاهش پیدا کند و ورودهای شما منطقی‌تر و با احتمال موفقیت بالاتری همراه باشد. جمع‌بندی و نتیجه‌گیری در نهايت می‌توان گفت نوسان‌گیری يک سبک معاملاتی محبوب در بين تريدر هاست که اگر درست اجرا شود، می‌تواند بازدهی بسيار خوبی داشته باشد. اين روش بيشتر بر پايه شناخت حرکت‌های قيمتی، سطوح مهم و درک ساختار بازار است و نياز به صبر، نظم و مديريت احساسات دارد. نوسان‌گير واقعی به دنبال ارزش ذاتی نيست، بلکه از فرصت‌های مقطعی بازار برای کسب سود استفاده می‌کند.   به عنوان یک معامله گر مبتدی نوسان گیری یک انتخاب نسبتاً بهتر و مطمئن برای انجام معاملات است. اما تریدرهای حرفه‌ای و باتجربه می‌توانند اسکلپ انجام دهند و به سودآوری برسند. ## Frequently Asked Questions (FAQ) ### Q: بهترین تایم فریم برای تحلیل هنگام نوسان گیری چیست؟ > A: معمولا تایم‌فریم‌های ۱ ساعته تا ۴ ساعته برای نوسان‌گیری مناسب‌تر هستند، چون هم نوسانات واضح‌تری دارند و هم نویز کمتری نسبت به تایم‌های پایین‌تر دارند. ### Q: آیا نوسان‌گیری به زمان و پیگیری تمام وقت نیاز دارد؟ > A: خیر، در استراتژی نوسان‌ گیری لازم نیست تمام‌وقت پای چارت باشید. کافیست حد ضرر، حد سود و هشدارهای قیمتی را مشخص کنید و تنها در زمان رسیدن به سطوح مهم بازار بررسی انجام دهید. ### Q: حداقل سرمایه مورد نیاز برای شروع نوسان‌گیری چقدر است؟ > A: سرمایه اولیه بسته به نوع بازار و مدیریت ریسک شما متفاوت است، اما معمولا با سرمایه‌های کم هم می‌توان شروع کرد؛ مهم‌تر از مقدار پول، داشتن استراتژی و نظم معاملاتی است.