خلاصه درس در 1 دقیقه
ورود و خروج پلهای روشی برای مدیریت بهتر سرمایه در معامله است که تصمیم ورود یا خروج را به چند مرحله تقسیم میکند. این روش زمانی مفید است که از قبل میزان ریسک، تعداد پلهها و حجم هر مرحله مشخص شده باشد. ورود پلهای نباید بهانهای برای افزایش حجم در معاملات اشتباه باشد؛ هدف اصلی آن کنترل ریسک و کاهش وابستگی تصمیمها به یک نقطه قیمتی است.
ورود و خروج پلهای چگونه به مدیریت سرمایه کمک میکند؟
ورود و خروج پلهای بیشتر از اینکه یک روش برای پیدا کردن قیمت بهتر باشد، ابزاری برای مدیریت تصمیمهای معاملاتی است. یک تریدر زمانی که وارد بازار میشود، در واقع با عدم قطعیت روبهرو است؛ یعنی حتی بهترین تحلیلها هم نمیتوانند نتیجه معامله را با اطمینان کامل مشخص کنند. به همین دلیل، برخی تریدرها ترجیح میدهند تمام سرمایه اختصاص دادهشده به یک موقعیت را در یک مرحله درگیر نکنند.
در این روش، حجم معامله به بخشهای مختلف تقسیم میشود تا تریدر بتواند بر اساس شرایطی که در ادامه بازار ایجاد میشود، تصمیمهای خود را مدیریت کند. این کار باعث میشود یک تصمیم اشتباه یا یک ورود نامناسب، تاثیر کمتری روی کل معامله داشته باشد.
البته باید توجه داشت که پلهای کردن معامله به خودی خود باعث کاهش ریسک نمیشود. اگر تریدر بدون برنامه مشخص، تعداد پلهها را افزایش دهد یا بیشتر از ریسک تعیینشده به معامله اضافه کند، ممکن است نتیجه کاملا برعکس شود.
نکته
ارزش اصلی ورود و خروج پلهای در این است که تریدر از قبل برای نحوه درگیر کردن سرمایه، میزان ریسک و شرایط ادامه یا توقف معامله برنامه داشته باشد.
روشهای مختلف ورود و خروج پلهای در معاملات
ورود و خروج پلهای فقط یک روش ثابت ندارد. تریدرها با توجه به استراتژی معاملاتی، میزان اطمینان به تحلیل و شرایط بازار، ممکن است تصمیم بگیرند ورود، خروج یا هر دو مرحله معامله را به چند بخش تقسیم کنند.
به طور کلی، سه روش اصلی برای مدیریت معامله به شکل پلهای وجود دارد:
- ورود پلهای و خروج کامل؛
- ورود کامل و خروج پلهای؛
- ورود و خروج پلهای.
در ادامه هرکدام از این روشها را بررسی میکنیم و توضیح میدهیم هر مدل در چه شرایطی میتواند برای مدیریت بهتر معامله استفاده شود.
1. ورود پلهای و خروج کامل
در این روش، معاملهگر به جای وارد کردن کل حجم در یک قیمت، سرمایه موردنظر خود را به چند بخش تقسیم میکند و در نقاط مختلف وارد معامله میشود؛ اما زمانی که سناریوی معاملاتی به هدف مشخص خود برسد، کل موقعیت را میبندد.
این روش معمولا زمانی استفاده میشود که معاملهگر نسبت به جهت کلی بازار دید مثبتی دارد، اما درباره بهترین نقطه ورود اطمینان کامل ندارد.
برای مثال، ممکن است یک تریدر محدودهای را برای خرید مناسب بداند، اما احتمال دهد قیمت قبل از حرکت اصلی، اصلاح بیشتری داشته باشد. در این شرایط، ورود مرحلهای باعث میشود تمام سرمایه در اولین قیمت درگیر نشود.
نکته
باید توجه داشت که هر پله ورود باید از قبل برنامهریزی شده باشد. اضافه کردن حجم فقط به این دلیل که معامله وارد ضرر شده، دیگر ورود پلهای نیست و میتواند ریسک معامله را افزایش دهد.

2. ورود کامل و خروج پلهای
در این مدل، تریدر کل حجم موردنظر را در نقطه ورود وارد میکند، اما هنگام رسیدن قیمت به اهداف مختلف، معامله را مرحلهای میبندد.
دلیل استفاده از این روش معمولا این است که تریدر نمیخواهد برای خروج، مجبور باشد یک نقطه دقیق را پیشبینی کند.
بسیاری از معاملهگران تجربه کردهاند که گاهی معامله وارد سود قابل توجهی میشود، اما به دلیل انتظار برای هدفهای بالاتر، تمام سود ایجادشده از بین میرود. خروج پلهای کمک میکند بخشی از سود تثبیت شود و در عین حال، اگر حرکت بازار ادامه پیدا کرد، بخشی از معامله همچنان باز بماند.

3. ورود و خروج پلهای
در این روش، تریدر هم ورود و هم خروج را مرحلهبندی میکند. یعنی سرمایه به چند بخش تقسیم میشود و در ادامه مسیر معامله نیز به صورت تدریجی از موقعیت خارج میشود.
این مدل معمولا زمانی استفاده میشود که تریدر میخواهد وابستگی تصمیم خود را به یک قیمت خاص کمتر کند و انعطاف بیشتری در مدیریت معامله داشته باشد.
اما باید دقت کرد که پیچیدهتر بودن یک روش، الزاما به معنی بهتر بودن آن نیست. ورود و خروج پلهای زمانی مفید است که قوانین آن مشخص باشد؛ یعنی معاملهگر بداند چند پله دارد، چه مقدار حجم در هر مرحله استفاده میکند و در چه شرایطی دیگر ادامه دادن معامله منطقی نیست.

چگونه حجم هر پله را در ورود و خروج پلهای مدیریت کنیم؟
یکی از مهمترین نکات در استفاده از ورود پلهای این است که معاملهگر فقط نباید به تقسیم حجم فکر کند؛ بلکه باید ریسک کل معامله را مدیریت کند.
اشتباهی که بسیاری از افراد انجام میدهند این است که برای هر پله یک حجم جداگانه در نظر میگیرند، اما توجه نمیکنند که فعال شدن تمام پلهها در نهایت چه مقدار از سرمایه آنها را در معرض خطر قرار میدهد.
فرض کنید یک تریدر تصمیم گرفته در یک معامله حداکثر ۱ درصد از سرمایه خود را ریسک کند. اگر قرار باشد در سه مرحله وارد معامله شود، این ۱ درصد باید برای کل معامله در نظر گرفته شود، نه اینکه هر پله بهتنهایی ۱ درصد ریسک داشته باشد.
به عبارت دیگر، ورود پلهای یعنی تقسیم یک ریسک مشخص به چند مرحله، نه ایجاد چند ریسک جداگانه در یک معامله.
یک معاملهگر باتجربه قبل از ورود مشخص میکند:
- حداکثر ریسک قابل قبول برای این معامله چقدر است؛
- چند پله برای ورود در نظر گرفته شده است؛
- در هر مرحله چه مقدار از حجم کل وارد خواهد شد؛
- و در چه شرایطی دیگر نباید به معامله اضافه کند.
نکته مهم
هدف از مدیریت حجم در ورود پلهای این نیست که همیشه بهترین نقطه ورود را پیدا کنیم؛ بلکه هدف این است که سرمایه را به شکلی وارد معامله کنیم که حتی در صورت اشتباه بودن بخشی از تحلیل، کنترل ریسک از دست نرود.
همچنین همه پلهها لزوما ارزش یکسانی ندارند. گاهی یک محدوده قیمتی از نظر تحلیل و شرایط بازار اهمیت بیشتری دارد و ممکن است سهم بیشتری از حجم در آن قرار بگیرد. اما این تصمیم باید قبل از ورود و بر اساس برنامه معاملاتی گرفته شود، نه زمانی که معامله در ضرر قرار گرفته و احساسات روی تصمیمگیری اثر میگذارند.

اشتباهات رایج در استفاده از ورود و خروج پلهای
ورود و خروج پلهای زمانی به مدیریت بهتر سرمایه کمک میکند که قبل از ورود، برنامه مشخصی برای آن داشته باشید. اما بسیاری از تریدرها به مرور، این روش را از یک ابزار مدیریت ریسک به راهی برای جبران اشتباهات خود تبدیل میکنند.
رایجترین اشتباهاتی که تریدرها در این زمینه انجام میدهند:
- اضافه کردن حجم به معامله فقط به دلیل ورود به ضرر:
اگر از قبل مشخص نکرده باشید در چه شرایطی و با چه حجمی پله بعدی را اضافه میکنید، ممکن است ورود پلهای تبدیل به میانگین کم کردن احساسی شود. - فراموش کردن ریسک کل معامله:
بعضی تریدرها هر پله را جداگانه بررسی میکنند و توجه ندارند که فعال شدن تمام پلهها ممکن است ریسک نهایی معامله را بیشتر از مقدار تعیینشده کند. - داشتن پلههای بیش از حد:
زیاد کردن تعداد پلهها همیشه به معنی مدیریت بهتر نیست. گاهی باعث میشود معاملهگر به جای اجرای یک برنامه مشخص، دائما درگیر تصمیمگیریهای جدید شود. - بستن عجولانه پلههای سودده:
برخی معاملهگران اجازه میدهند ضررها کامل ادامه پیدا کنند، اما به محض اینکه بخشی از معامله وارد سود شد، سریع آن را میبندند و تعادل بین سود و ضرر را از بین میبرند.
نکته
ورود و خروج پلهای زمانی مفید است که قبل از شروع معامله مشخص باشد؛ نه اینکه بعد از تغییر شرایط بازار، برای واکنش به اتفاقات استفاده شود.
چیزی که باید از این درس به خاطر بسپارید
ورود و خروج پلهای به این معنا نیست که با اضافه کردن حجم، معامله اشتباه را نجات دهیم. این روش زمانی به مدیریت سرمایه کمک میکند که از قبل مشخص کرده باشید چه مقدار ریسک میکنید، چند مرحله برای معامله دارید و در هر مرحله چه تصمیمی خواهید گرفت.
هدف اصلی این روش، پیدا کردن بهترین قیمت نیست؛ بلکه این است که سرمایه را کنترلشدهتر وارد و خارج کنید و اجازه ندهید یک تصمیم اشتباه، تاثیر زیادی روی کل حساب شما داشته باشد.
حتی با داشتن یک برنامه درست، هیچ معاملهگری از دورههای ضرر و کاهش سرمایه کاملاً در امان نیست. چیزی که اهمیت دارد، نحوه برخورد با این شرایط است؛ زیرا بسیاری از معاملهگران نه به دلیل یک ضرر، بلکه به دلیل تصمیمهای اشتباه بعد از ضررهای متوالی، آسیب بیشتری به حساب خود وارد میکنند.
در درس بعد بررسی میکنیم پس از یک افت شدید سرمایه چه رویکردی باید داشته باشیم، چگونه از تصمیمهای احساسی جلوگیری کنیم و با یک برنامه منطقی برای بازگشت حساب تلاش کنیم.