خلاصه درس در 1 دقیقه
مدلهای مدیریت حجم و ریسک مشخص میکنند معاملهگر چگونه میزان سرمایه درگیر هر معامله را کنترل کند. روشهایی مانند حجم ثابت، درصد ثابت و افزایش ریسک در شرایط خاص هرکدام کاربرد متفاوتی دارند، اما نکته مهم این است که تغییر حجم باید براساس یک قانون مشخص انجام شود، نه نتیجه چند معامله سودده یا زیانده. مدیریت ریسک زمانی موثر است که از قبل برنامهریزی شده باشد.
معرفی مدلهای مدیریت حجم و ریسک در معاملات
در بازار واقعی، تریدرها روش یکسانی برای تعیین حجم معاملات خود ندارند. بعضی معاملهگران ترجیح میدهند همیشه با یک حجم مشخص وارد بازار شوند تا اجرای معاملاتشان ساده و قابل کنترل باشد. بعضی دیگر معتقدند میزان ریسک باید همراه با تغییرات حساب افزایش یا کاهش پیدا کند.
از طرف دیگر، برخی تریدرهای باتجربه در شرایط خاص بازار تصمیم میگیرند میزان ریسک خود را کمی تغییر دهند؛ اما تفاوت اصلی بین یک تصمیم حرفهای و یک تصمیم احساسی، داشتن قانون مشخص است.
تجربه بسیاری از معاملهگران نشان میدهد مشکل اصلی معمولا انتخاب یک مدل خاص نیست؛ بلکه زمانی ایجاد میشود که معاملهگر بدون برنامه، حجم معاملات را براساس احساسات تغییر میدهد. یک روز بعد از چند معامله موفق حجم را افزایش میدهد و روز دیگر برای جبران ضرر، ریسک بیشتری میکند.
در ادامه سه دیدگاه رایج مدیریت حجم و ریسک را بررسی میکنیم و نگاه میکنیم هرکدام در چه شرایطی میتوانند مفید باشند و چه محدودیتهایی دارند.

1. مدل حجم ثابت؛ چرا بعضی تریدرها هنوز از آن استفاده میکنند؟
یکی از سادهترین روشهایی که بسیاری از تریدرها در ابتدای مسیر خود استفاده میکنند، انتخاب یک حجم مشخص برای تمام معاملات است. برای مثال، معاملهگر تصمیم میگیرد همیشه با حجم ۰.۱۰ لات وارد بازار شود و نتیجه معاملات قبلی، باعث تغییر حجم معامله بعدی نشود.
این روش بیشتر برای معاملهگرانی کاربرد دارد که میخواهند روی اجرای درست استراتژی خود تمرکز کنند و درگیر تغییر مداوم حجم معاملات نباشند. وقتی حجم همیشه ثابت باشد، بررسی عملکرد سیستم معاملاتی نیز سادهتر میشود؛ زیرا معاملهگر میتواند بهتر متوجه شود سود یا ضرر او به دلیل کیفیت استراتژی بوده یا تغییر در میزان ریسک.
اما مشکل اصلی این مدل زمانی مشخص میشود که اندازه حساب تغییر کند. فرض کنید یک معاملهگر با حساب ۵۰۰۰ دلاری همیشه با حجم ۰.۱۰ لات معامله میکند. اگر همین حجم را روی حسابی با سرمایه ۱۰۰۰ دلار استفاده کند، میزان ریسک واقعی معامله دیگر مشابه قبل نخواهد بود و فشار بیشتری به حساب وارد میکند.
نکته
مدل حجم ثابت اگرچه روش ساده و قابل فهمی است، اما برای حفظ تعادل ریسک در طولانیمدت همیشه بهترین انتخاب نیست و بسیاری از معاملهگران با افزایش تجربه به سمت روشهای منعطفتر حرکت میکنند.

2. مدل درصد ثابت؛ روشی که بسیاری از معاملهگران حرفهای ترجیح میدهند
بسیاری از معاملهگران بعد از مدتی فعالیت در بازار متوجه میشوند که یک مشکل در مدل حجم ثابت وجود دارد؛ زیرا اندازه حساب آنها همیشه ثابت نمیماند. وقتی سرمایه افزایش پیدا میکند، همان حجم قبلی ممکن است باعث شود فرصتهای رشد حساب محدود شود و زمانی که سرمایه کاهش پیدا میکند، همان حجم میتواند فشار بیشتری به حساب وارد کند.
در مدل درصد ثابت، تریدر به جای اینکه همیشه با یک حجم مشخص وارد بازار شود، تصمیم میگیرد در هر معامله درصد مشخصی از سرمایه خود را در معرض ریسک قرار دهد.
به عنوان مثال
ممکن است یک تریدر قانون بگذارد که در هر معامله فقط ۱ درصد از حساب خود را ریسک کند.
در این شرایط، اگر سرمایه تریدر ۱۰۰۰ دلار باشد، حداکثر ضرر قابل قبول در یک معامله ۱۰ دلار خواهد بود.
اما اگر همین حساب به ۵۰۰۰ دلار افزایش پیدا کند، میزان ریسک معامله نیز متناسب با سرمایه به ۵۰ دلار تغییر میکند.
مزیت اصلی این روش این است که میزان ریسک همیشه با شرایط واقعی حساب هماهنگ باقی میماند. به همین دلیل بسیاری از معاملهگرانی که به دنبال یک سیستم منظم برای رشد بلندمدت حساب خود هستند، از مدل درصد ثابت استفاده میکنند.
البته این مدل نیز نیازمند داشتن قانون مشخص است؛ زیرا اگر تریدر بعد از چند معامله موفق یا برای جبران ضررها، درصد ریسک را بدون برنامه تغییر دهد، دیگر این روش کارایی خود را از دست میدهد.
3. مدل افزایش ریسک در شرایط خاص؛ فرصت یا دام؟
در مدلهای مدیریت سرمایه، معمولا تریدرها تلاش میکنند در معاملات خود یک میزان ریسک مشخص داشته باشند؛ اما بعضی از تریدرهای حرفهای همیشه برای تمام موقعیتها یک ریسک یکسان در نظر نمیگیرند. آنها گاهی براساس کیفیت یک موقعیت معاملاتی، میزان ریسک خود را کمی تغییر میدهند.
برای مثال، فرض کنید یک معاملهگر در شرایط عادی حداکثر ۱ درصد از سرمایه خود را در هر معامله ریسک میکند. اما در یک موقعیت خاص، تمام شرایطی که در استراتژی معاملاتی خود بررسی کرده است مانند جهت روند، نقطه ورود و سایر تاییدها مطابق برنامه او قرار گرفتهاند. در چنین شرایطی ممکن است تصمیم بگیرد میزان ریسک را کمی افزایش دهد.
نکته مهم
افزایش ریسک باید نتیجه یک قانون مشخص باشد، نه احساس لحظهای.
بسیاری از معاملهگران بعد از چند معامله موفق دچار اعتمادبهنفس کاذب میشوند و حجم معاملات خود را افزایش میدهند؛ یا بعد از چند ضرر برای جبران سریعتر، ریسک بیشتری میکنند. این رفتار با مدیریت سرمایه تفاوت دارد، زیرا تصمیم آنها براساس احساسات گرفته شده است، نه کیفیت واقعی معامله.
بنابراین، افزایش ریسک در شرایط خاص میتواند یک ابزار برای معاملهگران باتجربه باشد، اما تنها زمانی که از قبل مشخص کرده باشند در چه شرایطی، تا چه حد و با چه قوانینی میتوانند میزان ریسک خود را تغییر دهند.

اشتباهی که بیشتر معاملهگران هنگام تغییر حجم انجام میدهند
یکی از رایجترین اشتباهات تریدرها این است که حجم معاملات خود را براساس نتیجه چند معامله اخیر تغییر میدهند. یعنی وقتی چند معامله پشت سر هم سودده میشوند، تصور میکنند شرایط برای ریسک بیشتر فراهم شده و حجم معاملات خود را افزایش میدهند؛ در حالی که ممکن است این موفقیت فقط به دلیل شرایط مناسب بازار یا چند موقعیت معاملاتی خوب بوده باشد.
برای مثال، ممکن است یک معاملهگر بعد از چند معامله موفق، حجم خود را دو برابر کند؛ اما در ادامه بازار وارد شرایط متفاوتی شود و همان حجم جدید باعث شود ضرر یک معامله، بخش زیادی از سودهای قبلی را از بین ببرد.
از طرف دیگر، بعضی تریدرها بعد از چند ضرر متوالی نیز همین اشتباه را تکرار میکنند. آنها به جای بررسی دلیل ضررها، برای جبران سریعتر سرمایه از دست رفته، حجم معاملات را افزایش میدهند. این رفتار باعث میشود معاملهگر در شرایطی که اعتمادبهنفس کمتری دارد، ریسک بیشتری وارد بازار کند.
نکته مهم
تغییر حجم معامله باید نتیجه یک برنامه مشخص باشد، نه واکنش به اتفاقات کوتاهمدت بازار. تریدری که میداند در چه شرایطی باید ریسک خود را افزایش یا کاهش دهد، کنترل بیشتری روی سرمایه خود خواهد داشت.

چیزی که باید از این درس به خاطر بسپارید
مدیریت حجم معامله فقط به انتخاب یک عدد برای ورود به بازار محدود نمیشود؛ مهم این است که یک روش مشخص برای کنترل میزان ریسک خود داشته باشید. معاملهگرانی که قبل از ورود، قوانین مشخصی برای حجم و ریسک دارند، کمتر تحت تاثیر سود و ضررهای کوتاهمدت قرار میگیرند و تصمیمهای منطقیتری میگیرند.
تا اینجا با روشهای مختلف مدیریت حجم و ریسک آشنا شدیم و دیدیم که انتخاب یک مدل مناسب میتواند تاثیر زیادی روی روند معاملات داشته باشد.در درس بعد بررسی میکنیم مدیریت سرمایه در معاملات اسکالپینگ چه تفاوتی با سایر سبکهای معاملاتی دارد و تریدرهای با دیدگاه کوتاهمدت چگونه باید ریسک خود را کنترل کنند.