خلاصه در یک دقیقه
در پرایس اکشن بالاترین نقطهای که قیمت قبل از بازگشت به آن رسیده را سقف قیمتی و پایینترین نقطهای که قیمت قبل از بازگشت به آن رسیده کف قیمتی مینامیم. برای تشخیص ساختار، با بررسی کفها و سقفها نسبت به گذشته بازار میتوانید روند و ساختار فعلی را تشخیص دهید. در این میان برای تشخیص از مفاهیمی مثل HH (سقفی بالاتر از سقف قبلی)، HL (کفی بالاتر از کف قبلی)، LH (سقفی پایینتر از سقف قبلی) و LL (کفی پایینتر از کف قبلی) استفاده میشود.
ساختار بازار چیست؟
ساختار بازار یا همان به نحوه قرارگیری سقفها و کفها نسبت به یکدیگر گفته میشود. قیمت در هیچ زمانی در خط مستقیم حرکت نمیکند. مثلا اگر بازار کاملا صعودی باشد؛ قیمت مدتی رشد میکند، سپس وارد فاز اصلاحی میشود و پس از آن دوباره به حرکت خود ادامه میدهد.
وقتی که در ابتدای تحلیل خود مقابل چارت قیمتی قرار میگیرید، باید از خود بپرسید که سقفها و کفهای قیمتی در حال بالاتر رفتن هستند یا پایینتر آمدن؟ با این تکنیک در همان ابتدای تحلیل و بررسی خود، ساختار قیمت را تشخیص میدهید.
سقف و کف قیمت چگونه تشکیل می شود؟
برای خواندن ساختار بازار باید با مفهوم سقف و کف آشنا شویم:
سقف قیمتی
بالاترین نقطهای است که قیمت قبل از شروع ریزش ثبت میکند.
برای درک بهتر از مثال راه پله استفاده میکنیم. فرض کنید شخصی از پله یک تا پله 10 بالا میرود. سپس 4 پله باز میگردد. بالاترین پلهای که شخص قبل از بازگشت به آن رسیده پله دهم است. پس سقف قیمتی ما در پله دهم قرار دارد.
کف قیمتی
پایینترین نقطهای است که قیمت پیش از شروع رشد ثبت میکند.
برای درک بهتر کف قیمتی از مثال آسانسور استفاده میکنیم. تصور کنید شخصی از طبقه 8 به طبقه 3 آمده است. سپس مجددا از طبقه 3 به طبقه 5 رفته است. پایینترین نقطهای که شخص قبل از بازگشت به آن رسیده، کف قیمتی نام دارد. پس طبقه سوم کف قیمتی ما محسوب میشود.

مفهوم HH ،HL ،LH و LL در ساختار مارکت چیست؟
(Higher High (HH | هایر های – سقف بالاتر: زمانی تشکیل میشود که سقف جدید قیمت از سقف قبلی بالاتر باشد. این ساختار معمولاً نشان میدهد خریداران قدرت کافی برای رساندن قیمت به محدودههای بالاتر را دارند.
(Higher Low (HL | هایر لو – کف بالاتر: زمانی شکل میگیرد که قیمت اصلاح کند، اما کف جدید بالاتر از کف قبلی تشکیل شود. این رفتار نشان میدهد فروشندگان نتوانستهاند قیمت را به اندازه اصلاح قبلی پایین بیاورند.
(Lower High (LH | لور های – سقف پایینتر: زمانی ایجاد میشود که قیمت پس از یک حرکت نزولی رشد کند، اما سقف جدید پایینتر از سقف قبلی باقی بماند. این ساختار معمولاً نشانه ضعف خریداران و حفظ قدرت فروشندگان است.
(Lower Low (LL | لور لو – کف پایینتر: زمانی تشکیل میشود که کف جدید قیمت پایینتر از کف قبلی قرار بگیرد. این اتفاق نشان میدهد فروشندگان توانستهاند قیمت را به محدوده پایینتری نسبت به قبل برسانند.

چگونه ساختار بازار را مشخص کنیم؟ آموزش گام به گام
برای تشخیص ساختار بازار، بهتر است از یک روند ساده و ثابت استفاده کنید. در برخی مواقع ممکن است ساختار در یک تایم فریم صعودی باشد، اما تایم فریم دیگر ساختار را نزولی نشان دهد.
مرحله اول: تایم فریم را مشخص کنید
همانطور که پیشتر در درس چگونه تایم فریم مناسب برای تحلیل تکنیکال انتخاب کنیم، تایم فریم مورد نظر خود را انتخاب کردهاید، در این مرحله باید بدانید که برای بررسی ساختار بازار، وارد کدام تایم فریم شوید.
مرحله دوم: بازار را کوچک تر ببینید
بر روی نمودار کمی زوم اوت کنید تا بتوانید سقفها و کفها را به درستی تشخیص دهید. اگر بیش از حد بر روی قیمت زوم کنید، سقف و کفهای بسیاری میبینید و سطوح اصلی را تشخیص دهید. درنهایت این عمل منجر به سردرگمی شما خواهد شد.

مرحله سوم: سقفها و کفهای واضح را پیدا کنید
حالا میتوانید سقفها و کفهای قیمت را مشخص کنید. نقاطی برای ما حائز اهمیت است که قیمت تغییر جهت واضح داشته است. دقت داشته باشید در این مرحله سقف و کفهای اصلی را مشخص کنید.

مرحله چهارم: آخرین سقف و کف بازار را مشخص کنید
در این مرحله باید آخرین سقف و کفی که بازار تشکیل داده است را با سقف و کفهای قبلی مقایسه کنید. این مقایسه برای شما مفهوم HH,HL,LH و LL مشخص میکند.
مرحله پنجم: جهت کلی بازار را مشخص کنید
پس از تشخیص و مقایسه آخرین سقفها و کفها در بازار، ساختار بازار را میتوانید تشخیص دهید.
- ساختار صعودی: اگر سقفها و کفها هردو بالاتر میروند پس ساختار قیمت در حال حاضر صعودی است.
- ساختار نزولی: در صورتی که سقفها و کفها هر دو پایینتر تشکیل شوند، ساختار قیمت در حالت نزولی و کاهش است.
- ساختار رنج: در مقایسه سقفها و کفها اگر در یک محدوده افقی قرار میگیرند، ساختار فعلی رنج و درجا زدن قیمت است.
مرحله ششم: آخرین سقف و کف بازار را زیر نظر بگیرید
اکنون که سقف و کفهای بازار را مشخص کردید و ساختار بازار را تشخیص دادید، باید با زیر نظر گرفتن آخرین سقف و کف مهم بازار، روند قیمتی را بررسی کنید.
- در روند صعودی حفظ شدن آخرین کف دارای اهمیت است.
- در روند نزولی نیز حفظ شدن آخرین سقف از اهمیت بالایی برخوردار است.
مرحله هفتم: با یک شکست فورا تغییر روند را اعلام نکنید
یکی از اشتباهات رایج میان معاملهگران این است که با شکسته شدن یک کف یا سقف، سریعا ساختار بازار را تغییر میدهند.
به نظر شخصی من
تجربه ثابت کرده است برای تشخیص شکست و تغییر روند بازار، بهتر است حرکت قیمتی بعدی را نیز بررسی کنید. مثلا اگر روند بازار صعودی بوده و آخرین کف خود را میشکند، منتظر بمانید تا یک سقف جدید پایینتر از سقف قبلی (Lower High) تشکیل شود.

تمرین عملی
فراموش نکنید برای درک بهتر هر درس، باید مفاهیم را به صورت عملی روی چارت تمرین کنید. بررسی سقفها و کفها و تشخیص روند با آن، یکی از مهمترین دروس آکادمی محسوب شده و بدون تمرین و تکرار، ملکه ذهن شما نخواهد شد. به عنوان تمرین نمودار EURUSD در تایم فریم 4 ساعته یا روزانه را باز کنید. مطابق با مراحل ذکر شده در درس به صورت گام به گام پیش بروید تا ذهن شما به پیدا کردن سقفها و کفها عادت کند. در حین انجام تمرین اگر با سوالی روبهرو شدید، میتوانید در انتهای این درس بپرسید.
اشتباهات رایج معامله گران هنگام تشخیص ساختار بازار
اگر تمامی مراحل گفته شده در این درس را به صورت گام به گام انجام دهید، همچنان ممکن است با اشتباهاتی روبهرو شوید که نتوانید روند بازار را به صورت صحیح تشخیص دهید. این اشتباهات عبات است از:
- علامتگذاری تمام نوسانات کوچک: هر بالا و پایین شدن قیمت یک سقف یا کف مهم نیست. تمرکز روی نوسانات ریز باعث میشود ساختار اصلی بازار را گم کنید.
- نادیده گرفتن تایمفریم: ممکن است ساختار بازار در تایمفریم 5 دقیقه نزولی و در تایمفریم 4 ساعته صعودی باشد. همیشه قبل از تحلیل، تایمفریم خود را مشخص کنید.
- اعلام سریع تغییر روند بعد از یک شکست: شکسته شدن یک سقف یا کف مهم میتواند هشدار تغییر ساختار باشد، اما لزوماً به معنی تغییر قطعی روند نیست. رفتار بعدی قیمت نیز باید بررسی شود.
- اشتباه گرفتن اصلاح با تغییر روند: در یک روند صعودی، پایین آمدن قیمت طبیعی است و در روند نزولی نیز رشدهای موقت وجود دارد. هر حرکت خلاف جهت روند به معنی تغییر روند نیست.
- تلاش برای پیدا کردن روند در هر شرایطی: بازار همیشه صعودی یا نزولی نیست. اگر سقفها و کفها نظم مشخصی ندارند، ممکن است بازار در شرایط رنج باشد.
- استفاده مکانیکی از HH، HL، LH و LL: هدف فقط برچسب زدن روی نمودار نیست. باید متوجه شوید پشت هر سقف و کف چه اتفاقی افتاده و قدرت بین خریداران و فروشندگان چگونه تغییر کرده است.
بررسی قدرت حاکم بر ساختار بازار
با استفاده از کفها و سقفها میتوانید قدرت روند شکل گرفته را تشخیص دهید. به گونهای که هر چقدر نفوذ در کف و سقف قبلی کمتر باشد، قدرت روند بیشتر است. برای مثال قیمت در یک روند صعودی قرار دارد و پی در پی سقف و کف بالاتر تشکیل میدهد. هر چه فاصله یک (HH) با کف بعدی خود بیشتر باشد، به اصطلاح بازار گپ تشکیل داده و قدرت روند بسیار بالاست.

با استفاده از این تکنیک میتوانید قدرت یک روند را اندازه گیری کرده و در نهایت با کاهش روند و شکست در ساختار سقف و کفها، تغییر روند را تشخیص دهید. این مفهوم کاملا رایج در میان سبکهای پرایس اکشن محسوب میشود و توسط اساتیدی مثل البروکس، پورصمدی و آهنگری تدریس شده است.
تجربه معاملاتی من
من با استفاده از مفاهیم HH,HL,LH و LL ساختار قیمت را برای معاملات روزانه خود مشخص میکنم. در این میان، نکتهای که شاید معاملهگران زیادی در استفاده از این روش به آن توجه نمیکنند، مشخص کردن دقیق تایم فریم است. وقتی تایم فریم شما مشخص نباشد، هر تایم فریم برای خود سطوح HH,HL,LH و LL جداگانهای تشکیل میدهد. این مورد موجب میشود در یک تایم فریم روند را صعودی تشخیص دهید و در تایم فریم دیگر روند را نزولی.
در مرحله اول هدف خود را از بررسی تایم فریمها مشخص کنید (مثلا اسکالپ، سوئینگ یا معاملات بلند مدت) و سپس یک تایم فریم ثابت برای بررسی ساختار قیمتی داشته باشید.
آنچه در این درس یاد گرفتیم
ساختار بازار به شما مسیر قیمت را نشان میدهد و تشخیص ساختار مارکت، یکی از مهمترین دغدغههای معاملهگران محسوب میشود. با تمرین و یادگیری نکات گفته شده در این درس میتوانید بدون نیاز به هیچ ابزار جانبی مانند اندیکاتورها، روند اصلی بازار را تشخیص دهید و همیشه در جهت روند معامله کنید.
اکنون که با ساختار بازار آشنا شدید، در درس بعدی به سوال روند چیست؟ پاسخ خواهیم داد و سپس 7 روش برای شناسایی روندها به شما معرفی خواهیم کرد.