خلاصه مقاله در 1 دقیقه
در بازارهای مالی چیزی به نام بهترین تایم فریم وجود ندارد و موفقیت در معاملهگری به استفاده صحیح از مولتی تایم فریم بستگی دارد. ابتدا باید ساختار و روند اصلی بازار را در تایم فریمهای بالاتر شناسایی کنید، سپس در تایم فریمهای پایینتر منتظر تایید ورود بمانید. این روش باعث میشود نقاط ورود دقیقتر، حد ضرر کوچکتر و نسبت ریسک به ریوارد بهتری داشته باشید.
دروغی بزرگ به نام بهترین تایم فریم در تحلیل تکنیکال
اولین و مهمترین قدم برای اینکه به یک تریدر موفق تبدیل شوید، این است که فکر پیدا کردن یک تایم فریم طلایی را از ذهنتان بیرون کنید؛ زیرا بازار را باید بهصورت مولتی تایم فریم بررسی کرد. دلیل آن هم این است که ذات بازار یک سیستم زنده و فراکتالی است؛ یعنی الگوها و رفتارهای آن دائما در حال تکرار هستند.
برای مثال، در روزهایی که اخبار مهم اقتصادی در بازار فارکس مانند آمار تورم یا CPI آمریکا اعلام میشود، اگر چارت را در تایم فریم ۵ دقیقه مشاهده کنید، بیشتر شبیه یک میدان پر از نوسان خواهد بود. اما در روزهایی که بانکهای بزرگ تعطیل هستند، همان چارت ۵ دقیقه ممکن است ساعتها در یک محدوده ثابت باقی بماند و نوسان خاصی نداشته باشد. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که تایم فریم برای یک تریدر حرفهای فقط یک عدد ساده نیست، بلکه دقیقا مانند لنز یک دوربین عمل میکند.
اگر هنگام بررسی بازار متوجه شدید که قیمت با سرعت زیاد و نوسانات شدید در حال حرکت است، باید لنز را کمی عقب بکشید و به سراغ تایم فریمهای بالاتر بروید. در مقابل، اگر بازار آرام، کند و کمنوسان بود، باید لنز را جلوتر بیاورید تا بتوانید حتی نوسانات کوچک بازار را نیز بهدرستی بررسی کنید.
روش ترکیب تایم فریم ها
در سبکهای پرایس اکشن و اسمارت مانی که بازار را بر اساس جریان سفارشات بررسی میکنیم، اعتقاد داریم که بانکها و موسسات بزرگ ردپای معاملات خود را در بازار به جا میگذارند. اما این ردپاها معمولا در تایم فریمهای پایین بهخوبی قابل مشاهده نیستند، بلکه ساختار اصلی خود را در تایم فریمهای بالاتر ایجاد میکنند. به همین دلیل، بهعنوان یک تریدر باید هر روز این دو مورد را بهدقت بررسی کنیم.
بررسی تایم فریم 1 ساعته
وقتی برای اولین بار پلتفرم تحلیل خود را باز میکنید، نباید مستقیما سراغ تایم فریم ۵ دقیقه بروید؛ زیرا هیچ اطلاعی از اتفاقاتی که قبل از آن در بازار رخ داده ندارید و میتوان گفت این کار تا حد زیادی شبیه خودکشی در معاملهگری است. شاید از خودتان بپرسید که چرا برخی از اساتید مانند پورصمدی یا حتی البروکس تحلیل خود را از تایم فریمهای پایین انجام میدهند؟ باید بگوییم این افراد قبل از هر چیز، یک دیدگاه کامل از تایم فریمهای بالاتر و ساختار اصلی بازار در ذهن خود دارند و به همین دلیل فقط برای پیدا کردن نقطه ورود از تایم فریمهای پایینتر استفاده میکنند.
حالا که تایم فریم ۱ ساعته را باز کردیم، باید به دنبال چه چیزی باشیم؟
اولین و مهمترین موضوعی که در تایم فریم ۱ ساعته باید بررسی کنید، منشا شروع حرکت قیمت است. برای مثال، در یک روند صعودی باید نقطهای را پیدا کنید که بازار از همان ناحیه بهطور کامل بازگشته و روند صعودی خود را آغاز کرده است. برعکس، در یک روند نزولی باید منشا حرکت را از سقف اصلی بازار پیدا کنید. دقیقا مشابه چیزی که در تصویر زیر مشاهده میکنید.

پیدا کردن ساختار اصلی فعلی بازار
بعد از اینکه مشخص کردید روند بازار صعودی است یا نزولی، نوبت به این میرسد که بفهمید قیمت در کدام بخش از ساختار قرار دارد. برای انجام این کار، در روندهای صعودی باید کفهای اصلی را مشخص کنید و در روندهای نزولی نیز سقفهای اصلی را علامتگذاری کنید؛ درست مانند تصویر زیر.

حالا که متوجه شدیم روند بازار چیست، قیمت در کدام قسمت از ساختار قرار دارد و نواحی مهم بازار را که در روندهای صعودی روی کفها و در روندهای نزولی روی سقفها علامتگذاری کردهایم، حال زمان تصمیمگیری برای ورود به معامله فرا میرسد. البته انتخاب نقطه ورود کاملا به سبک و دیدگاه معاملاتی شما بستگی دارد. برای مثال، اگر یک دیتریدر باشید، بهتر است برای پیدا کردن نقطه ورود از تایم فریم ۱۵ دقیقه استفاده کنید.
توجه داشته باشید
اگر نمیدانید روند چیست و یا چطور باید سقف و کفهای بازار را مشخص کنید، اصلا نگران نباشید. در ادامه آموزشهای آکادمی ایران ریبیت در درسهای “ساختار بازار چیست؟” و “چگونه روند صعودی، نزولی یا رِنج بازار را تشخیص دهیم؟” کاملا تخصصی به آموزش این مفاهیم خواهیم پرداخت.
در ادامه نیز یک جدول ساده برای انتخاب ترکیب مناسب تایم فریمها بر اساس سبک معاملاتی آماده کردهایم.
شاید برایتان سوال پیش بیاید که چرا یک معاملهگر اسکالپ نیازی به بررسی تایم فریم ۱ ساعته ندارد؟
دلیل آن این است که معاملهگران اسکالپ معمولا معاملات خود را در مدتزمان بسیار کوتاهی به نتیجه میرسانند و به همین خاطر نیازی به بررسی ساختارهای بلندمدت بازار ندارند.
این دسته از معاملهگران معمولا فقط ساختار تایم فریم ۱۵ دقیقه را بررسی میکنند تا جهت اصلی حرکت قیمت را تشخیص دهند و سپس نقطه ورود خود را در چارت ۵ دقیقه یا حتی ۱ دقیقه پیدا میکنند. همانطور که میبینید، حتی در سبک معاملاتی اسکالپ هم مفهوم تک تایم فریمی هیچ جایگاهی ندارد و شما باید همیشه ساختار تایم فریم بالاتر از تایم ورود خود را درک کنید و بدانید بازار در نهایت قصد حرکت به چه سمتی را دارد. اکنون که با مفهوم تایم فریم و نحوه ترکیب آن آشنا شدیم، در درس بعدی به سراغ انواع نمودار تحلیل تکنیکال خواهیم رفت.
چرا در همان تایم فریم ساختار معامله نکنیم؟
شاید این سوال برایتان پیش بیاید که وقتی یک ناحیه مهم را در چارت ۱ ساعته پیدا میکنیم، چرا همانجا سفارش خود را نهایی نکنیم؟ میتوان گفت دقیقا همین موضوع یکی از تفاوتهای اصلی بین یک تریدر تازهکار و یک تریدر حرفهای را مشخص میکند.
برای مثال، یک ناحیه حمایتی در تایم فریم ۱ ساعته ممکن است وسعتی در حدود ۴۰ تا ۵۰ پیپ داشته باشد. اگر بخواهید مستقیما در همان تایم فریم وارد معامله شوید، مجبور خواهید بود حد ضرر خود را در فاصله نسبتا زیادی قرار دهید. در نتیجه، بزرگ بودن حد ضرر باعث میشود نسبت ریسک به ریوارد معامله کاهش پیدا کند و رسیدن به سودهای مناسب و ریواردهای بالا برای شما عملا دشوار شود.
به همین دلیل میتوان گفت که تایم فریمهای بالاتر برای ما نقش آمادهسازی و مشخص کردن ساختار کلی بازار را دارند، نه اینکه محل نهایی ورود به معامله باشند. نقطه ورود اصلی زمانی انتخاب میشود که پس از مشخص شدن ساختار در تایم فریم بالاتر، به تایم فریم پایینتر برویم و همان ناحیه را با دقت بیشتری بررسی کنیم.
اگر با برخی مفاهیم مانند روند، سقفها و کفها و یا ناحیههای حمایتی و مقاومتی آشنا نیستید، نگران نباشید. در دروس بعدی از آکادمی ایران ریبیت، به صورت تخصصی و جزء به جزء این مفاهیم به شما آموزش داده خواهد شد تا بتوانید بر آن مسلط شوید.
در تایم فریم پایین به دنبال چه باشیم؟
حالا که نواحی مهم، یعنی سطوح حمایتی یا مقاومتی را در تایم فریم ۱ ساعته پیدا کردیم و قیمت به آنها رسید، نوبت آن است که روی چارت زوم کنیم و تایم فریم را به ۱۵ دقیقه تغییر دهیم تا منتظر دریافت یک تایید مناسب برای ورود به معامله باشیم.
برای مثال، در یک روند نزولی که بازار در حال تشکیل سقفها و کفهای پایینتر است، قیمت به سمت ناحیه حمایتی ۱ ساعتهای که مشخص کردهایم حرکت کند. بزرگترین اشتباهی که بسیاری از معاملهگران انجام میدهند این است که به محض برخورد قیمت با ناحیه، بلافاصله وارد معامله میشوند. در حالی که باید ابتدا واکنش قیمت به آن سطح را بررسی کنیم. اگر کندلهای بازگشتی مناسبی مشاهده کردیم، میتوان گفت که احتمال ایجاد یک نقطه ورود مناسب وجود دارد.
همچنین اگر منتظر شکست کف قبلی بازار هستید، تنها زمانی باید وارد معامله شوید که قیمت بتواند آن کف را با قدرت بشکند و در ادامه یک کف جدید تشکیل دهد. در چنین شرایطی میتوان نتیجه گرفت که روند نزولی همچنان قدرت خود را حفظ کرده است. دقیقا همین منطق در روندهای صعودی نیز برقرار است، با این تفاوت که تمام این شرایط بهصورت برعکس بررسی میشوند.
توجه داشته باشید که به هیچ عنوان نباید برخلاف ساختار اصلی بازار معامله کنید؛ زیرا در این صورت ریسک معاملات شما بهشدت افزایش پیدا میکند. حتی اگر تصمیم داشتید برخلاف روند اصلی وارد معامله شوید، بهتر است این کار را فقط با حجم بسیار کم انجام دهید.
راهنمای سیگنال های متناقض
شاید یکی از چالشبرانگیزترین موضوعاتی که در تحلیل مولتی تایم فریم با آن روبهرو میشوید، این باشد که تایم فریم ۱ ساعته روندی صعودی دارد اما تایم فریم ۱۵ دقیقه نزولی است. باید بگوییم که این اتفاق کاملا طبیعی است و هیچ جای نگرانی ندارد. زمانی که ساختار تایم فریم ۱ ساعته صعودی است اما تایم فریم پایینتر نزولی شده، معمولا به این معناست که قیمت در حال انجام یک اصلاح یا پولبک است تا بتواند به یکی از نواحی تقاضای مهم در تایم فریم بالاتر برسد.
در چنین شرایطی، شما بهعنوان یک معاملهگر دو انتخاب دارید. اگر دیدگاه کمریسکی دارید، بهتر است صبر کنید تا روند تایم فریم ۱۵ دقیقه دوباره همجهت با روند ۱ ساعته شود و پس از دریافت تایید ورود، معامله خود را انجام دهید.
اما اگر دیدگاه پرریسکی دارید و علاقهمند به انجام معاملات خلاف روند هستید، میتوانید تا قبل از رسیدن قیمت به سطح حمایتی تایم فریم ۱ ساعته، از نوسانات نزولی بازار استفاده کنید. البته این روش را به معاملهگران، بهویژه افراد تازهکار، پیشنهاد نمیکنیم؛ زیرا ریسک آن بهمراتب بیشتر از معامله در جهت روند اصلی بازار است.
تمرین عملی: انتخاب تایمفریم مناسب
یک سبک معاملاتی متناسب با شرایط خود انتخاب کنید (اسکالپ، دیتریدر یا سوئینگ) و مشخص کنید چقدر زمان برای بررسی بازار دارید. سپس برای خود یک ترکیب تایمفریم بسازید؛ یک تایمفریم برای مشاهده دید کلی بازار و یک یا چند تایمفریم برای بررسی جزئیات بیشتر.
در پایان، دلیل انتخاب این ترکیب را بنویسید و بررسی کنید آیا با زمان و شخصیت شما هماهنگ است یا خیر.
آنچه در این درس یاد گرفتیم
در نهایت، اگر بخواهیم فقط یک نکته را از این درس به خاطر بسپارید، این است که چیزی به نام بهترین تایم فریم در بازارهای مالی وجود ندارد و موفقیت یک معاملهگر به درک ارتباط بین تایم فریمها بستگی دارد، نه انتخاب یک تایم فریم خاص. ابتدا باید ساختار و جهت اصلی بازار را در تایم فریمهای بالاتر شناسایی کنید، سپس با ورود به تایم فریمهای پایینتر، منتظر تایید مناسب برای ورود به معامله بمانید.
فراموش نکنید که معامله در جهت ساختار اصلی بازار، مدیریت صحیح حد ضرر و رعایت اصول مولتی تایم فریم، سه عامل مهمی هستند که میتوانند کیفیت معاملات شما را به شکل قابل توجهی افزایش دهند و از بسیاری از ورودهای اشتباه جلوگیری کنند.
اگر مخاطب آکادمی ایران ریبیت باشید، تا این لحظه با تحلیل تکنیکال آشنا شدهاید، انواع سبکهای آن را میشناسید و میدانید که کدام تایم فریم برای شما مناسب است. در دروس بعدی به سراغ کندل و هر آنچه در نمودار مشاهده میکنید خواهیم رفت تا بدانیم نمودار چگونه قیمت را به ما نشان میدهد؟