خلاصه مقاله در یک دقیقه
ضرر بخشی طبیعی از معاملهگری است و حتی یک استراتژی دارای مزیت نیز میتواند معاملات ناموفق داشته باشد. مسئله اصلی این است که معاملهگر بین «ضرر طبق برنامه» و «ضرر ناشی از نقض قوانین» تفاوت قائل شود. پذیرش Risk Budget قبل از ورود، تمرکز روی کیفیت اجرای سیستم، ثبت معاملات و داشتن قوانین مشخص برای واکنش به دورههای زیان میتواند فشار روانی را کاهش دهد.
چرا پذیرش ضرر سخت است؟
ذهن انسان معمولاً نسبت به ضرر حساسیت زیادی دارد. وقتی یک معامله منفی میشود، ممکن است تریدر احساس کند باید سریعا کاری انجام دهد تا نتیجه را تغییر دهد. در چنین شرایطی رفتارهایی مثل جابهجا کردن استاپ، افزایش حجم یا ورود سریع به معامله بعدی پیدا میشوند. این واکنشها معمولاً از خود ضرر خطرناکترند، چون قطعا یک ضرر برنامهریزیشده را به زیانی کنترلنشده تبدیل میکنند.

تعریف زیانگریزی
در اقتصاد رفتاری، زیانگریزی یعنی افراد معمولاً نسبت به ضرر حساسیت بیشتری از سودی به هماندازه نشان میدهند. در ترید این موضوع باعث رفتارهایی مثل نگه داشتن بیش از حد پوزیشن زیانده یا بستن سریع معامله سودده میشود. البته شناخت این تمایل به این معنی نیست که احساسات بهطور کامل از بین بروند. هدف این است که بدانیم چنین فشاری طبیعی است و از قبل برای نحوه واکنش به آن برای خودمان قانون و چارچوب داشته باشیم.
ضرر خوب و ضرر بد
این یکی از مهمترین مفاهیم مدیریت ریسک است. ضرر خوب زمانی اتفاق میافتد که معامله بر اساس ستاپ معتبر باز شده، حجم مطابق بودجه ریسک بوده، استاپ لاس طبق سیستم انتخاب شده و تریدر قوانین خود را رعایت کرده است. در این صورت ممکن است نتیجه منفی باشد، اما فرآیند به خوبی و کاملا درست اجرا شده. در مقابل، ضرر بد احتمالا نتیجه معاملهای باشد که بدون ستاپ، با حجم بیش از حد، با جابهجایی حد ضرر یا از روی احساسات انجام شده است. پس هر معامله ضررده به معنی اشتباه بودن تصمیم نیست. همانطور که هر معامله سودده نیز الزاماً تصمیم خوبی نبوده است.
راه های آماده سازی ذهن برای پذیرش ضرر
در ادامه سعی میکنیم مهمترین مواردی که باعث میشود ذهن شما برای پذیرش ضرر آماده شود و تبدیل به بک تریدر منطقی شوید را ارائه کنیم:
ضرر را قبل از ورود بپذیرید
قبل از معامله باید بودجه ای که حاضرید روی آن ریسک کنید را مشخص نمایید. فرض کنید عدد ما ۱۰۰ دلار است. قبل از ورود باید از خود بپرسیم: اگر این ترید طبق برنامه با حدود ۱۰۰ دلار ضرر بسته شود، آیا باز هم حاضرم آن را باز کنم؟ اگر پاسختان منفی است، احتمالاً حجم یا بودجه ریسکی که گذاشته اید برای شرایط روانی و مالی شما زیاد است.
نکته
پس پذیرش ضرر باید قبل از ورودتان به پوزیشن اتفاق بیفتد، نه زمانی که قیمت به استاپتان نزدیک شده است.
روی اجرای فرآیند تمرکز کنید
تریدر روی حرکت بعدی بازار کنترل ندارد. اما میتواند کنترل کند که آیا ستاپ او معتبر بوده، حجم درستی انتخاب کرده، استاپ لاس او مطابق پلن است و قوانین مدیریت ریسک را اجرا کرده یا نه. به همین دلیل بهتر است ارزیابی عملکردتان از سؤال:
به سؤال:
- آیا این معامله طبق سیستم اجرا شد؟
تغییر کند.
بعد از یک ضرر این سوالات را بپرسید
بعد از بسته شدن یک معامله ای که ضرر کرده است، اولین کارتان نبایدباز کردن پوزیشن جدید برای جبران ضرر قبلی باشد. بهتر است ابتدا مشخص شود:
- آیا معامله ام طبق پلن انجام شده بود؟
- آیا حجم درست بوده؟
- آیا حد ضرر بدون دلیل جابهجا شده؟
- آیا شرایط بازار با شرایط تعریفشده هماهنگ بود؟
اگر معامله تان کاملاً طبق برنامه اجرا شده، احتمالا هیچ چیزی برای تغییر وجود ندارد. چون یک ضرر بهتنهایی دلیل کافی برای تغییر استراتژی شما نیست.
معامله انتقامی نگیرید
معامله انتقامی یا Revenge Trading زمانی به وقوع میافتد که تریدر بعد از ضرر تلاش میکند سریعاً پولی که ضرر کرده را پس بگیرد. در این شرایط کیفیت ستاپ اهمیت خود را از دست میدهد و هدف ذهن فقط جبران ضرر قبلی است. این رفتار نیز باعث زیاد کردن تعداد معاملات یا اور تریدینگ، انتخاب حجم نامناسب و شکستن قوانین میشود. یکی از راههای کنترل آن داشتن قانونی از پیش مشخص است که به تریدر میگوید تعداد معاملات یا سقف زیان روزانه را در یک مقدار مشخصی قرار دهد. مقدار این سقف هم باید بر اساس سیستم شخصی افراد تعیین شود، نه اینکه یک عدد عمومی برای همه باشد.
حجم را افزایش ندهید
افزایش پوزیشن سایز یا حجم معامله فقط با هدف جبران ضرر معامله قبلی باعث میشود نتیجه این معامله جدید خییلی زیاد اهمیت پیدا کند. در این شرایط اگر معامله دوم هم ناموفق شود، ضرر تریدر با سرعت بیشتری بالا می رود. اگر پلن معاملاتی شما قوانین مشخصی برای تغییر حجم ندارد، نتیجه ترید قبلی بهتنهایی نباید دلیل افزایش ساز پوزیشن باشد.
ژورنال معاملاتی داشته باشید
ژورنال معاملاتی فقط برای ثبت سود و زیان نیست. بلکه بهتر است در کنار نتیجه معامله، دلیل ورود، بودجه ریسک، وضعیت ذهنی، تغییرات انجامشده در پلن و دلیل خروج هم ثبت شوند. بعد از مدتی میتوان دید آیا ضررها بیشتر بخاطر نوع استراتژی ما هستند یا از رفتارهایی مثل Overtrading، جابهجایی استاپ و افزایش حجم میآیند.
آیا استاپ لاس را هیچوقت نباید جابهجا کرد؟
جمله «استاپ را تحت هیچ شرایطی تغییر ندهید» درست نیست. مثلا بعضی سیستمهای معاملاتی قوانین مشخصی برای تریلینگ استاپ یا کم کردن ریسک در جریان معامله دارند. مسئله اصلی این است که نباید حد ضرر را فقط برای جبران ضرر دورتر ببریم. اگر تغییر استاپ بخشی از استراتژی است، باید قبل از ورود قوانین آن هم مشخص شده باشد.
تمرین
برای ۲۰ معامله بعدی فقط یک هدف تعیین کنید: اجرای دقیق Plan.
بعد از هر معامله فقط بنویسید:
آیا ستاپ من معتبر بود؟
آیا حجم درست بود؟
آیا استاپ لاس طبق برنامه بود؟
آیا در جریان معامله قوانین را شکستم؟
این تمرین به مرور ذهن را از نتیجه یک معامله به کیفیت فرآیند منتقل میکند.
آنچه در این درس آموختید
تریدر موفق کسی نیست که هرگز معامله بدی نداشته باشد؛ بلکه کسی است که ضررهای برنامهریزیشده را میپذیرد و به استراتژی خود پایبند میماند. هدف این است که هرگز اجازه ندهیم واکنشهای احساسی و هیجانی، یک ضرر کوچک و طبیعی را به یک مشکل بزرگ تبدیل کنند.
اما اینجا یک سؤال سختتر مطرح میشود. اگر چند معامله پشتسرهم ضرر کنیم، از کجا بفهمیم این اتفاق بخشی طبیعی از استراتژی ما است یا خود استراتژی مشکل دارد؟
برای جواب دادن به این سؤال باید از سطح یک معامله فراتر برویم و عملکرد آماری سیستم را بررسی کنیم.