معرفی محرکهای اقتصادی تاثیر گذار بر شاخص بورس
میتوان گفت یکی از مهمترین اتفاقات ماههای اخیر، تغییر دیدگاه سیاستگذاران در حوزه ارز بوده است. کنار گذاشتن دلار رانتی نیما و حرکت به سمت دلار حوالهای ۱۴۷,۱۹۰ تومان برای شرکتها، موجب شده شکاف میان نرخ ارز شرکتها و دلار آزاد که در محدوده ۱۷۴,۶۰۰ تومان قرار گرفته به حدود ۱۸ درصد کاهش پیدا کند.
این تغییر میتواند تاثیر قابل توجهی بر حاشیه سود شرکتهای صادراتمحور و کامودیتیمحور داشته باشد و یکی از بزرگترین ریسکهای سیستماتیک بازار یعنی قیمتگذاری دستوری ارزی تا حد زیادی از فضای بازار کنار رفته است.

با این حال، اگر بازار بخواهد وارد یک چرخه صعودی پایدار شود، باید از مانع نرخ بهره بدون ریسک عبور کند. در شرایطی که نرخ بازار بینبانکی در محدوده ۲۳.۹۱ درصد کنترل شده و صندوقهای درآمد ثابت بازدهی بدون ریسک ۳۷.۵۵ درصدی را در اختیار سرمایهگذاران قرار میدهند، با در نظر گرفتن P/E فعلی بازار در محدوده ۷.۲۶، بازدهی جاری سهام یا E/P به حدود ۱۳.۷ درصد میرسد.
همین موضوع این سوال را در ذهن فعالان اقتصادی ایجاد میکند که چرا سرمایهگذاران باید منابع خود را وارد بازاری کنند که بازدهی جاری آن بهمراتب کمتر از سود تضمینشده ۳۷.۵ درصدی است؟
پاسخ این سوال در مفهوم P/E فوروارد یا آیندهنگر نهفته است. پول هوشمندی که طی ماههای اخیر وارد بورس ایران شده، تمرکز خود را بر سودآوری گذشته شرکتها قرار نداده است.
سرمایههای بزرگ بهدرستی محاسبه کردهاند که فروش محصولات بر مبنای دلار حوالهای ۱۴۷ هزار تومانی که بهصورت مستمر در حال تغییر است، میتواند در گزارشهای ۶ ماهه و ۹ ماهه شرکتها جهش قابل توجهی در سودآوری ایجاد کند.
در چنین شرایطی P/E فوروارد بازار به شکل محسوسی کاهش یافته و بازدهی واقعی سهام این ظرفیت را خواهد داشت که بهراحتی از بازدهی سپردههای ۳۷ درصدی عبور کند.
پول هوشمند و استراتژی چرخش نقدینگی در سایه جنگ
آمارهایی که در تابلوی معاملات خرداد ۱۴۰۵ مشاهده میکنیم، نشان میدهد یک تغییر رفتار مهم در بورس تهران در حال شکلگیری است. بهطوری که در اواخر اردیبهشت و روزهای ابتدایی خرداد، ارزش معاملات خرد با وجود فضای پرابهام موجود در محدوده ۸ تا ۱۳ هزار میلیارد تومان نوسان میکرد، اما این عدد در روز ۱۱ خردادماه با ثبت رکورد ۲۲.۷ هزار میلیارد تومان همراه شد.

اتفاقی که میتواند سیگنال مهمی از تغییر رفتار بازار و ورود نقدینگی جدید باشد. در بازار سرمایه ایران، تثبیت ارزش معاملات بالاتر از ۱۵ هزار میلیارد تومان معمولاً بهعنوان یک نشانه مثبت برای معاملهگران خرد تلقی میشود و میتواند از آغاز یک رالی صعودی در بازار خبر دهد.
اما این نقدینگی که در حال ورود به بازار است، تفاوتهای قابل توجهی با دورههای رونق گذشته دارد. جنگ ۴۰ روزهای که از اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و بخشی از زیرساختهای مهم اقتصادی کشور را تحت تاثیر قرار داد، معادلات سرمایهگذاری را پیچیدهتر کرده است.
از آسیب به مگامدولهای فولاد خوزستان گرفته تا بخشهایی از فولاد مبارکه، پالایشگاههای بزرگ نظیر شپنا و شبندر و همچنین برخی پتروشیمیهای استراتژیک ماهشهر، همگی بیانگر یک واقعیت مهم هستند؛ اینکه جهش نرخ ارز الزاماً برای همه شرکتها به افزایش سودآوری منجر نخواهد شد. افت تولید و نیاز به سرمایهگذاری مجدد برای بازسازی واحدهای آسیبدیده میتواند بخش مهمی از مزیت فروش محصولات با دلار ۱۴۷ هزار تومانی را خنثی کند.
با این حال، در چنین شرایطی نمیتوان گفت جریان نقدینگی ۲۲ همتی بدون تحلیل و هدف وارد بازار شده و صرفاً در حال شاخصسازی است. این رفتار میتواند نشان دهد که سرمایهگذاران دیگر به دنبال خرید کلیت بازار نیستند، بلکه تمرکز خود را بر انتخاب دقیق سهام و چرخش هوشمندانه نقدینگی قرار دادهاند.
در واقع، سرمایهها در حال خروج از صنایع آسیبدیده و حرکت به سمت شرکتهایی هستند که کمترین تاثیر را از جنگ پذیرفتهاند. صنایعی مانند دارو، سیمان و برخی شرکتهای صادراتی از جمله گروههایی هستند که طی هفتههای اخیر ورود نقدینگی مناسبی را تجربه کردهاند. میتوان گفت این روند صعودی بیش از آنکه یک رشد هیجانی باشد، واکنش هوشمندانه سرمایهگذاران به شرایط اقتصاد پس از بحران و پیشخور کردن انتظارات تورمی ماههای آینده است.
سناریوهای پیش بینی شاخص کل بورس در سال 1405
اگر بخواهیم یک نگاه کلی به شرایط فعلی داشته باشیم، سایه اخبار مربوط به آتشبس و شکننده بودن آن احتمالا باعث خواهد شد در ماههای آینده نوسانات قابل توجهی را در شاخص کل شاهد باشیم.
با این حال، واقعیتی که نمیتوان از آن چشمپوشی کرد این است که ارزش دلاری بازار سرمایه به محدوده ۸۲ میلیارد دلار رسیده و بورس از منظر تاریخی در یکی از ارزندهترین سطوح خود قرار دارد. بر همین اساس و با در نظر گرفتن دادههای کلان اقتصادی، جریان پول و ریسکهای سیستماتیک، میتوان دو سناریوی اصلی را برای ۶ ماه آینده بورس تهران متصور بود:

سناریوی اول: محتملترین نتیجه پیش بینی بورس
اگر شاهد تداوم آتشبس فرسایشی و کنترل نسبی تنشها باشیم، میتوان انتظار داشت که با لیدری صنایع کمآسیبدیده، حتی با وجود باقی ماندن نرخ بهره در سطوح بالا، ارزندگی تاریخی بازار و اثرگذاری دلار حوالهای زمینه رشد مناسبی را برای بورس فراهم کند.
همچنین میتوان گفت شاخص کل وارد یک روند صعودی اما پرنوسان خواهد شد؛ روندی که در آن لیدری بازار بهتدریج از غولهای فلزی، پالایشی و سایر صنایع آسیبدیده فاصله گرفته و به سمت نمادهای کوچکتر و شرکتهایی با ریسک عملیاتی کمتر منتقل میشود.
سناریوی دوم: نتیجه بدبینانه پیش بینی بورس
اگر روند دیپلماسی با شکست مواجه شود و موج جدیدی از تنشها شکل بگیرد، حتی در شرایطی که نرخ دلار در سطوح بالاتر تثبیت شود، هدف قرار گرفتن زیرساختهای صنعتی جدید میتواند معادلات بازار را تغییر دهد.
در چنین شرایطی، ریسک کاهش تولید و افت سودآوری شرکتها بر ارزندگی فعلی بازار غلبه خواهد کرد و این احتمال وجود دارد که بورس تهران وارد یک دوره رکود تورمی و فرسایشی عمیق شود. در این سناریو، خروج نقدینگی از بازار سهام و حرکت سرمایهها به سمت بازارهایی مانند طلا و ارز فیزیکی میتواند به یکی از مهمترین چالشهای بازار سرمایه در ماههای آینده تبدیل شود.
تحلیل تکنیکال شاخص کل بورس در 1405
همانطور که در نمودار شاخص کل بورس در تایمفریم هفتگی مشاهده میکنیم، قیمت در حرکت فعلی خود با قدرت در حال نزدیک شدن به هدف اول ۵،۲۰۵،۸۳۵ واحد است.
با توجه به سناریوی محتمل که در آن شاهد تداوم آتشبس فرسایشی و کنترل نسبی تنشهای سیاسی باشیم، میتوان انتظار داشت ساختار صعودی فعلی تقویت شود و شاخص کل بتواند اهداف بالاتری را در میانمدت دنبال کند.
در چنین شرایطی، خریداران به احتمال زیاد سطوح زیر را بهترتیب بهعنوان اهداف اصلی خود در نظر خواهند گرفت:
اولین هدف: ۵,۷۴۶,۶۸۸
دومین هدف: ۶,۳۴۰,۳۱۷
سومین هدف: ۷,۰۸۹,۷۷۴
اما اگر سناریوی بدبینانه را مدنظر قرار دهیم و روند دیپلماسی با شکست مواجه شود و موج جدیدی از تنشها شکل بگیرد، این احتمال وجود دارد که شاخص کل در عبور از سقف تاریخی خود ناکام بماند. در این شرایط، افزایش ریسکهای سیستماتیک میتواند فشار فروش را در بازار تقویت کرده و زمینه اصلاح شاخص را فراهم کند.
در چنین سناریویی میتوان انتظار داشت شاخص کل به سمت سطوح حمایتی زیر حرکت کند:
اولین هدف: ۴,۶۶۴,۹۸۱
دومین هدف: ۴,۱۲۹,۶۴۷
سومین هدف: ۳,۷۱۵,۷۲۸

معرفی استراتژی های تشکیل سبد دارایی
با در نظر گرفتن اتفاقات اخیر و متغیرهای کلان اقتصادی مانند دلار حوالهای، نرخ بهره ۳۷ درصدی و ریسکهای ژئوپلیتیک، دیگر خرید و فروش کورکورانه در بازار بورس نمیتواند استراتژی مناسبی باشد و در بسیاری از مواقع منجر به زیان سرمایهگذاران خواهد شد.
در چنین شرایطی، مهمترین موضوع برای مدیریت ریسک و کسب بازدهی مناسب، نحوه چیدمان سبد سرمایهگذاری است. یک سبد اصولی میتواند سرمایهگذار را در برابر شوکهای سیستماتیک محافظت کرده و در عین حال مانع از جا ماندن از روندهای صعودی بازار شود.

در ادامه، بر اساس استراتژی هالتر که سبد سرمایهگذاری را به بخشهای فوقدفاعی و فوقتهاجمی تقسیم میکند، یک نمونه چیدمان دارایی را بررسی خواهیم کرد.
استراتژی وزنه دفاعی (۳۰ تا ۴۰ درصد سبد)
با توجه به بازدهی بدون ریسک ۳۷.۵۵ درصدی صندوقهای درآمد ثابت، میتوان بخش قابل توجهی از سبد سرمایهگذاری را به این ابزارها اختصاص داد. این بخش نقش سپر دفاعی پرتفوی را ایفا میکند و میتواند اثر نوسانات ناشی از اخبار مرتبط با جنگ و ریسکهای سیاسی را کاهش دهد.
همچنین اگر بازار وارد یک اصلاح مقطعی شود، سرمایهگذار از طریق این بخش میتواند نقدینگی لازم برای خرید سهام در قیمتهای جذابتر را در اختیار داشته باشد.
استراتژی وزنه تهاجمی (۴۰ تا ۵۰ درصد سبد)
این بخش میتواند موتور اصلی بازدهی سبد سرمایهگذاری باشد. البته باید توجه داشت که نقدینگی این قسمت نباید به سمت شرکتهای بزرگ و آسیبدیده از جنگ هدایت شود، بلکه تمرکز آن باید بر شرکتهای صادراتمحوری باشد که زیرساختهای عملیاتی آنها آسیب جدی ندیده است.
این دسته از شرکتها بیشترین منفعت را از حذف دلار نیما و تثبیت نرخ دلار حوالهای در محدوده ۱۴۷ هزار تومان خواهند برد. در این بخش میتوان نمادهای منتخب گروه دارویی، سیمانی و همچنین برخی پتروشیمیهای خارج از مناطق پرریسک را مورد توجه قرار داد.
استراتژی وزنه پوشش تورم و بحران (۱۰ تا ۲۰ درصد سبد)
برای پوشش ریسک سناریوی بدبینانه و وقوع مجدد تنشهای سیاسی یا شکست روند دیپلماسی، میتوان بخشی از سبد را به صندوقهای طلا اختصاص داد. این بخش در واقع نقش بیمه پرتفوی را دارد و میتواند اثرات ناشی از جهشهای احتمالی نرخ ارز و افزایش انتظارات تورمی را تا حد زیادی خنثی کند.
آیا افزایش نرخ بهره میتواند روند صعودی بورس را متوقف کند؟
همزمان با رشد بورس، بهتدریج خبرهایی درباره افزایش نرخ بهره و رسیدن بازدهی صندوقهای درآمد ثابت و اوراق دولتی به محدوده ۴۰ درصد منتشر میشود. موضوعی که در نگاه اول میتواند تهدیدی جدی برای بازار سهام تلقی شود. اما نکتهای که باید به آن توجه داشت این است که عرضههایی که پس از انتشار این اخبار در بازار شکل میگیرد، بیشتر نشانه نگرانی کوتاهمدت و شناسایی سود توسط بخشی از سرمایهگذاران است تا یک تهدید بنیادی برای روند بازار.
با نگاهی به اقتصاد کلان ایران
مشاهده میکنیم که نرخ بهره در بازار بدهی ماههاست در محدوده ۳۹ تا ۴۱ درصد قرار دارد و بخش مهمی از فعالان اقتصادی خود را با این شرایط تطبیق دادهاند. به همین دلیل، هرگونه افزایش نرخ سود اسمی سپردهها را میتوان بیشتر نوعی هماهنگی شبکه بانکی با واقعیت موجود اقتصاد دانست تا یک شوک جدید. به بیان سادهتر، بورس تهران مدتهاست که زیر سایه نرخ بهره ۴۰ درصدی قرار دارد و بخش قابل توجهی از این ریسک نیز با افت ارزش دلاری بازار به محدوده ۸۲ میلیارد دلار و کاهش قیمت بسیاری از سهام، پیشخور شده است.
از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که حذف دلار نیمایی، تثبیت نرخ دلار حوالهای و کاهش مداخلات دستوری در قیمتگذاری محصولات شرکتها میتواند چشمانداز سودآوری بازار را به شکل محسوسی تغییر دهد. در چنین شرایطی، برخی برآوردها نشان میدهد P/E فوروارد بسیاری از شرکتهای ارزنده بازار حتی میتواند به محدوده ۵ واحد نیز نزدیک شود. به این معنا که بازدهی مورد انتظار این شرکتها در صورت تحقق سودهای پیشبینیشده، ظرفیت عبور از نرخ سود ۴۰ درصدی را خواهد داشت.
بنابراین، عرضههایی که در واکنش به اخبار نرخ بهره شکل میگیرد را نباید الزاما آغاز یک روند نزولی عمیق یا تکرار اتفاقات سال ۱۳۹۹ دانست. بخش قابل توجهی از این نوسانات را میتوان ناشی از جابهجایی نقدینگی میان سهامداران، شناسایی سود کوتاهمدت و بازچینی پرتفوی سرمایهگذاران ارزیابی کرد؛ موضوعی که در بسیاری از روندهای صعودی بازار نیز کاملا طبیعی محسوب میشود.
آیا بورس جاماندگی خود را نسبت به تورم جبران میکند؟
این روزها یکی از مهمترین سوالهایی که ذهن فعالان بازار سرمایه را درگیر کرده جاماندگی بورس نسبت به تورم است. قدیمیهای بازار همیشه یک جمله معروف دارند که میگویند: «بورس دیر یا زود خودش را به تورم میرساند.» اما واقعیت این است که در چند سال اخیر برخلاف این باور، نهتنها چنین اتفاقی رخ نداد، بلکه بورس نسبت به تورم یکی از سنگینترین جاماندگیهای تاریخ خود را تجربه کرد.

مهمترین دلیل این اتفاق را میتوان در سیاستهای سرکوب قیمتی، قیمتگذاری دستوری و بیاعتمادی سرمایهگذاران پس از رشد هیجانی سال ۱۳۹۹ دانست؛ عواملی که طی پنج سال گذشته باعث خروج بخش قابل توجهی از نقدینگی از بازار سهام شدند.
اما اکنون شرایط تا حدودی در حال تغییر است. حذف دلار نیما، تثبیت نرخ دلار حوالهای و کاهش مداخلات دستوری در قیمتگذاری شرکتها میتواند موتور سودآوری بورس را دوباره روشن کند. همانطور که در بخشهای مختلف این مقاله اشاره کردیم، بازار سرمایه از منظر ارزشگذاری در یکی از ارزندهترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته است.
البته این موضوع به معنای رشد قطعی بورس نیست و همچنان ریسکهای ژئوپلیتیک مهمترین متغیر پیش روی بازار خواهند بود. اما اگر تنشهای سیاسی تشدید نشود و اعتماد سرمایهگذاران بهتدریج به بازار بازگردد، این احتمال وجود دارد که بورس طی سالهای آینده بخش قابل توجهی از جاماندگی خود نسبت به تورم را جبران کرده و بار دیگر وارد یک دوره شکوفایی شود.
پیش بینی بورس ایران بعد از جنگ
پیشبینی بورس ایران بعد از جنگ را باید حتما از دو منظر بررسی کرد؛ اینکه آیا پس از جنگ ۴۰ روزه اخیر، موج جدیدی از درگیریها شکل خواهد گرفت یا خیر.
اگر جنگ جدیدی آغاز شود و زیرساختهای بیشتری نسبت به گذشته آسیب ببینند، طبیعتا باید بازار سرمایه را با یک نگاه کاملا متفاوت تحلیل کرد. اما اگر تنشها افزایش پیدا نکند و شرایط سیاسی در همین وضعیت فعلی، یعنی آتشبس شکننده اما برقرار، ادامه یابد، میتوان سناریوی متفاوتی را برای آینده بورس متصور بود.
در سناریوی نخست، ادامه جنگ و آسیب بیشتر به زیرساختهای اقتصادی باعث میشود تحلیلگران بیش از هر چیز بر میزان تولید و توان عملیاتی شرکتها تمرکز کنند. در چنین شرایطی، حتی جهش نرخ دلار حوالهای نیز نمیتواند محرک اصلی رشد قیمت سهام باشد و احتمالا تنها برخی تکسهمهای خاص که کمترین آسیب را دیدهاند، بتوانند عملکرد بهتری نسبت به بازار داشته باشند.
اما در مقابل، اگر مذاکرات میان ایران و آمریکا ادامه پیدا کند و آتشبس شکننده به یک ثبات نسبی برسد، اقتصاد ایران فرصت تنفس دوباره پیدا خواهد کرد. در چنین شرایطی، کاهش محدودیتهای بانکی، افزایش صادرات محصولات پتروشیمی و فلزی و بهبود درآمدهای ارزی شرکتها میتواند شوک مثبتی به سودآوری بنگاههای بورسی وارد کند. همچنین کاهش ریسکهای سیستماتیک ناشی از گشایشهای دیپلماتیک باعث خواهد شد برآورد P/E آیندهنگر شرکتها بهبود پیدا کند و زمینه برای آغاز یک روند صعودی قدرتمند در بورس فراهم شود.
پیش بینی بورس ایران در سال 1405 از نظر هوش مصنوعی
پس از بررسی و مقایسه پاسخ چند مدل هوش مصنوعی مختلف مانند چتجیپیتی، دیپسیک و جمینای، میتوان گفت در یک موضوع اتفاق نظر نسبی وجود دارد. بر اساس تحلیل این مدلها، متغیرهای کلان اقتصادی در تیرماه ۱۴۰۵ نشان میدهد بورس ایران در میان بازارهای مالی، بیشترین ظرفیت رشد نسبی را در افق یک تا سه ساله دارد. البته این رشد بدون نوسان نخواهد بود و احتمالا با اصلاحهای مقطعی همراه میشود. مهمترین دلایلی که این مدلها برای چنین دیدگاهی مطرح کردهاند، تورم بالا، نرخ بهره، کسری بودجه دولت، ارزندگی تاریخی بازار و ظرفیت رشد سودآوری شرکتها در صورت بهبود شرایط سیاسی است.
این مدلهای هوش مصنوعی سه سناریو را برای آینده بورس ایران مطرح کردهاند:
- سناریوی اول (خوشبینانه – ۲۵ درصد احتمال): اگر توافقات سیاسی بهطور کامل اجرا شود، بخشی از داراییهای بلوکهشده آزاد شده و تحریمها کاهش یابد، شاخص کل میتواند تا محدوده ۶.۵ میلیون واحد رشد کند و ارزش بازار به حدود ۱۸ هزار همت برسد؛ رشدی که از نرخ تورم نیز فراتر خواهد بود.
- سناریوی دوم (محتملترین – ۶۰ درصد احتمال): در صورت اجرای ناقص توافقات، تداوم تورم در محدوده ۵۵ درصد و باقی ماندن نرخ بهره در سطوح بالا، شاخص کل میتواند بهصورت تدریجی تا محدوده ۵ تا ۶ میلیون واحد رشد کند. البته این مسیر با اصلاحهای مقطعی و نوسانات شدید همراه خواهد بود و بازدهی بازار تقریبا همتراز با تورم خواهد شد.
- سناریوی سوم (بدبینانه – ۱۵ درصد احتمال): اگر مذاکرات با شکست مواجه شود و تنشهای سیاسی افزایش پیدا کند، همزمان با رشد نرخ بهره تا محدوده ۴۵ درصد، احتمال بازگشت شاخص به کفهای قبلی وجود دارد و بازار سرمایه میتواند وارد یک دوره رکود فرسایشی همراه با خروج سرمایه به سمت بازارهایی مانند طلا و ارز شود.
نتیجه آینده بورس ایران از نظر هوش مصنوعی
جمعبندی تحلیلهای هوش مصنوعی نشان میدهد بورس ایران در بلندمدت همچنان ظرفیت رشد مناسبی دارد، اما تحقق این رشد به میزان زیادی به تصمیمات سیاستگذار، روند مذاکرات و اصلاحات ساختاری اقتصاد وابسته خواهد بود. در غیر این صورت، هر موج صعودی میتواند موقتی باشد و پس از آن بازار دوباره وارد فاز اصلاح و نوسان شود.
جمعبندی پیش بینی بورس در سال 1405
بازار بورس تهران در افق ۶ ماهه پیش رو در موقعیتی قرار گرفته که تقابل کمسابقهای میان ارزندگی تاریخی و ریسکهای سیستماتیک را به نمایش میگذارد.
از یک سو، حذف دلار دستوری و جایگزینی آن با نرخ حوالهای، چشمانداز سودآوری بسیاری از شرکتهای بورسی را بهبود بخشیده و ورود نقدینگی قابل توجه در خرداد ۱۴۰۵ نیز نشانهای از توجه سرمایهگذاران به این ارزندگی محسوب میشود.
از سوی دیگر، تبعات جنگ، آسیب به بخشی از زیرساختهای اقتصادی و همچنین وجود نرخ بهره ۳۷ درصدی باعث شده شرایط بازار نسبت به گذشته پیچیدهتر شود.
در چنین فضایی، دوران خرید کورکورانه هر سهم صرفا با امید رشد قیمت به پایان رسیده است. موفقترین سرمایهگذاران در ماههای آینده افرادی خواهند بود که بتوانند با مدیریت ریسک، انتخاب هوشمندانه صنایع و چیدمان صحیح سبد دارایی، از فرصتهای موجود در بازار استفاده کرده و در عین حال خود را در برابر سناریوهای پرریسک احتمالی محافظت کنند.