خلاصه این درس در یک دقیقه
تحریم اقتصادی، مجموعه محدودیتهای تجاری و مالی است که جریان طبیعی ورود و خروج کالا و سرمایه یک کشور را مختل میکند. با اعمال تحریم، درآمدهای صادراتی و دسترسی کشور به شبکه بانکی جهانی مسدود میشود که نتیجه آن، کاهش شدید عرضه ارز و فشار بر ارزش پول ملی است.
با این حال، کشورها با ابزارهایی مانند کنترل سرمایه، محدودسازی واردات و افزایش نرخ بهره، روند افت ارزش ارز را کند میکنند.
این مداخلات معمولاً به شکلگیری بازار موازی و دو نرخی شدن ارز منجر میشود. در کوتاهمدت، شوک نقدینگی بازار را ملتهب میکند، اما در بلندمدت، افت سرمایهگذاری و محدودیت فناوری باعث تضعیف ساختاری اقتصاد و کاهش ظرفیت مالی آن میشود.
مفهوم تحریم های اقتصادی چیست؟
تحریم اقتصادی یا Economic Sanctions به معنای اعمال محدودیتهای تجاری و مالی از سوی یک یا چند کشور علیه کشور دیگر، با هدف تغییر رفتار سیاسی یا اقتصادی آن است. این محدودیتها جریان طبیعی عرضه و تقاضا را در اقتصاد کلان بر هم میزنند.
دفتر کنترل داراییهای خارجی آمریکا (OFAC) بهعنوان یکی از طراحان اصلی این سیستم، تحریمها را به دو ساختار کلی تقسیم میکند.
- نوع اول، تحریمهای جامع است که کل ساختار اقتصادی و تجارت یک کشور را مسدود میکند.
- نوع دوم، تحریمهای هدفمند است که تمرکز آن صرفاً روی اشخاص، نهادها یا صنایع خاص است. ابزارهای اصلی در این مسیر شامل مسدود کردن داراییها در بانکهای خارجی و ایجاد ممنوعیت برای انجام تجارت است.
ما در تحلیل فاندامنتال فارکس تعاریف حقوقی را کنار میگذاریم و صرفاً بررسی میکنیم که این مسدودسازی، چگونه جریان پول و کالا را تغییر میدهد.
تحریمهای اقتصادی چه انواعی دارند؟
تحریمها برای اثرگذاری بر اقتصاد، شریانهای متفاوتی را هدف قرار میدهند. بر اساس کانال اقتصادی، تحریمها به پنج دسته اصلی تقسیم میشوند:
1. ابتدا تحریم تجاری قرار دارد که مستقیماً صادرات و واردات را محدود میکند.
2. در مرحله بعد تحریم مالی اعمال میشود که دسترسی کشور به بانکهای بینالمللی، تأمین مالی و تراکنشهای فرامرزی را قطع میکند.
3. کانال سوم مسدود کردن دارایی است که اجازه استفاده از پولها و ذخایر نگهداریشده در خارج از کشور را سلب میکند.
4 و 5. دو کانال دیگر نیز شامل محدودیتهای سرمایهگذاری و انتقال فناوری و تحریمهای مرتبط با انرژی و کالاهای راهبردی هستند که میتوانند جریان سرمایه، فناوری، انرژی و مواد اولیه مورد نیاز اقتصاد را تحت تأثیر قرار دهند.
هشدار: فریب ثبات ظاهری نرخ رسمی ارز
علاوه بر این، در بازارهای مالی پدیدهای به نام پیشخور شدن وجود دارد. بازار اغلب پیش از اعلام رسمی تحریمها، ریسک آن را در نرخ ارز لحاظ کرده است. در نهایت باید توجه داشت که ثابت ماندن نرخ رسمی همیشه نشانه قدرت نیست؛ گاهی محدود شدن فعالیت بازار رسمی و توقف کامل معاملات، صرفاً ظاهر نرخ را باثبات نگه میدارد.
تحریم تجاری چگونه روی نرخ ارز اثر میگذارد؟
منطق اقتصادی در مواجهه با تحریم تجاری بسیار سرراست است: محدودیت صادرات باعث کاهش درآمدهای ارزی میشود. این مسئله عرضه ارز خارجی را در داخل کشور کاهش داده و در صورت ثابت بودن تقاضا، پول ملی را تحت فشار قرار میدهد.

با این وجود، اقتصاد به شکل مکانیکی عمل نمیکند و عوامل دیگری وارد معادله میشوند. دولتها در واکنش به این وضعیت، سیاست فشردهسازی واردات را اجرا میکنند؛ به این معنا که واردات کالاهای غیرضروری را ممنوع میکنند تا تقاضای ارزی کاهش یابد.
از سوی دیگر، کشور هدف اقدام به تغییر مسیر تجارت کرده و با ارائه تخفیف، شرکای تجاری جایگزین پیدا میکند. همچنین، اگر کشور تحریمشده صادرکننده یک کالای استراتژیک (مانند نفت) باشد، شوک تحریم ممکن است باعث افزایش قیمت جهانی کالا شود؛ در نتیجه، حتی با حجم صادرات کمتر، بخشی از درآمد ارزی حفظ میشود.
تحریمهای مالی چگونه بازار ارز را تحت فشار قرار میدهند؟
تحریمهای مالی مستقیماً بر جریان ورود و خروج پول متمرکز هستند. اولین کانالی که مسدود میشود، تأمین مالی فرامرزی است؛ در نتیجه دولت و شرکتها دیگر نمیتوانند از منابع خارجی وام دریافت کنند.
در قدم بعدی، روابط کارگزاری بانکی قطع میشود. بانکداری کارگزاری شبکهای است که بانکهای داخلی از طریق آن برای انتقال پول به خارج از واسطهها استفاده میکنند.
قطع این روابط باعث میشود هزینه تراکنشها بهشدت افزایش یابد؛ هزینهای که در نهایت روی نرخ ارز کشیده میشود. همزمان، سرمایهگذاران خارجی سرمایه خود را خارج میکنند و سرمایهگذاری خارجی جدید متوقف میشود. این خروج سرمایه، تقاضا برای دلار یا سایر ارزهای امن را بالا برده و فشار سنگینی بر پول ملی وارد میکند.
مسدود شدن ذخایر بانک مرکزی چه تاثیری دارد؟
در دروس قبلی آموختیم که بانکهای مرکزی چگونه از ذخایر خود برای تثبیت بازار ارز استفاده میکنند. اما تحریمها دقیقاً همین ابزار دفاعی را خنثی میکنند.
مفهومی که در اینجا باید بهدقت بشناسید، تفاوت میان کل ذخایر ناخالص و ذخایر قابل استفاده است. کل ذخایر عددی است که روی کاغذ دارایی ارزی یک کشور را نشان میدهد.
اما ذخایر قابل استفاده آن بخش از پول است که بانک مرکزی در واقعیت به آن دسترسی دارد و میتواند برای مداخله در بازار از آن استفاده کند. بسیاری از کشورها ذخایر خود را در حسابهای بانکهای مرکزی خارجی (مانند فدرال رزرو) نگهداری میکنند. وقتی این داراییها مسدود میشوند، بانک مرکزی خلع سلاح میشود.
مثال واقعی: مسدودسازی ذخایر بانک مرکزی روسیه
برای نمونه، در اوایل سال ۲۰۲۲ پس از آغاز جنگ اوکراین، کشورهای غربی حدود ۳۰۰ میلیارد دلار از ذخایر ارزی بانک مرکزی روسیه را که در خارج از این کشور نگهداری میشد، مسدود کردند. این اتفاق باعث شد بانک مرکزی روسیه نتواند برای دفاع از روبل، به بخش عمدهای از داراییهای خود دسترسی داشته باشد.
چرا تحریم میتواند فاصله نرخ ارز رسمی و آزاد را بیشتر کند؟
هنگامی که درآمدهای ارزی کاهش یافته و حسابهای بانک مرکزی مسدود میشود، اقتصاد با کمبود شدید ارز مواجه میگردد. در این زمان، تقاضا برای خرید دلار چه برای واردات و چه برای حفظ ارزش دارایی به اوج میرسد.

این شرایط دولت را مجبور به اعمال کنترل سرمایه میکند. دولت یک نرخ رسمی تعیین کرده و تأمین ارز را صرفاً به کالاهای اساسی محدود میسازد. از آنجا که نیازهای دیگر ارزی پاسخ داده نمیشوند، معاملهگران به بازار موازی یا همان بازار آزاد روی میآورند.
هرچه دسترسی دولت به ارز کمتر شود، توانایی او برای تزریق ارز با نرخ رسمی کاهش مییابد و تقاضا در بازار موازی بیشتر میشود. در سالهای اخیر، همانطور که در درس هشتم اشاره کردیم، استیبل کوین ها نیز به ابزاری برای تأمین نیازهای ارزی خارج از چارچوب سیستم رسمی در این بازارهای موازی تبدیل شدهاند.
چرا تحریم همیشه بلافاصله باعث سقوط ارز نمیشود؟
اگر مکانیزم تحریم اینقدر محدودکننده است، چرا پول ملی برخی کشورها پس از تحریم بلافاصله سقوط نمیکند؟ پاسخ در اقدامات دفاعی اقتصاد نهفته است.
اولین اقدام، اعمال کنترلهای سختگیرانه سرمایه و جلوگیری از خروج پول از مرزها است. دومین ابزار، افزایش شدید نرخ بهره است که نگهداری پول ملی را برای شهروندان جذابتر میکند. از سوی دیگر، سیاست فشردهسازی واردات، تقاضای ارزی را در داخل کشور مهار میکند.
همچنین صادرکنندگان از مسیرهای تسویه جایگزین بهره میبرند و اگر کالا صادراتی پایهای (مانند حاملهای انرژی) داشته باشند، افزایش قیمت جهانی آن درآمد ارزی را تا حدی جبران میکند.
علاوه بر این، در بازارهای مالی پدیدهای به نام پیشخور شدن وجود دارد. بازار اغلب پیش از اعلام رسمی تحریمها، ریسک آن را در نرخ ارز لحاظ کرده است.
در نهایت باید توجه داشت که ثابت ماندن نرخ رسمی همیشه نشانه قدرت نیست؛ گاهی محدود شدن فعالیت بازار رسمی و توقف کامل معاملات، صرفاً ظاهر نرخ را باثبات نگه میدارد.
اثر کوتاهمدت و بلندمدت تحریم چه تفاوتی دارد؟
برای یک معاملهگر فارکس، درک افق زمانی تحریم ضروری است. در کوتاهمدت، شوک تحریم باعث کاهش شدید نقدینگی و از بین رفتن اعتماد سرمایهگذاران میشود که به خروج سریع جریان سرمایه میانجامد.
اما در بلندمدت، مسئله از بحران نقدینگی به بحران ساختاری تبدیل میشود. افت سرمایهگذاری و عدم دسترسی به ماشینآلات پیشرفته، بهرهوری و فناوری اقتصاد را تضعیف میکند.
ساختار تجارت تغییر کرده و کشور مجبور میشود کالای خود را ارزان بفروشد و مواد اولیه را گران بخرد. این روند در نهایت رشد بالقوه اقتصاد و ظرفیت مالی دولت را کاهش میدهد؛ عواملی که باعث تضعیف مداوم و بلندمدت ارزش پول ملی میشوند.
چگونه اثر تحریم را روی یک ارز تحلیل کنیم؟
برای جمعبندی تمام درسهای این دوره، هنگام مواجهه با یک رویداد تحریمی در بازار فاندامنتال، این چکلیست ۹ مرحلهای را مرور کنید:
- نوع محدودیت چیست؟ (کالا، بانک، افراد)
- کدام جریان ارزی مختل میشود؟ (صادرات یا سرمایهگذاری)
- آیا ذخایر بانک مرکزی همچنان قابل استفاده هستند؟
- تجارت چه تغییری میکند و آیا مسیرهای جایگزین وجود دارد؟
- تورم و رشد اقتصادی چگونه تحت تأثیر قرار گرفتهاند؟
- واکنش بانک مرکزی چه بوده است؟
- وضعیت خروج یا جریان سرمایه چگونه است؟
- آیا نرخ رسمی و آزاد با هم تفاوت دارند؟
- در نهایت، برآیند این متغیرها کفه ترازوی عرضه و تقاضا را به کدام سمت سنگینتر میکند؟

تمرین تحلیلی: معمای تثبیت نرخ روبل
در سال ۲۰۲۲، بلافاصله پس از اعمال تحریمهای سنگین بانکی و تجاری علیه روسیه، ارزش روبل به شکل چشمگیری در برابر دلار سقوط کرد. با این حال، بانک مرکزی روسیه بهسرعت نرخ بهره را به ۲۰ درصد افزایش داد، خروج سرمایه را برای شهروندان ممنوع کرد و صادرکنندگان بزرگ انرژی را ملزم ساخت تا ۸۰ درصد از درآمد ارزی خود را در داخل کشور به روبل تبدیل کنند. طی چند هفته، نرخ رسمی روبل به سطح پیش از جنگ بازگشت.
سوال تمرین: با توجه به مفاهیمی مانند «کنترل سرمایه» و «انجماد بازار رسمی»، توضیح دهید که چرا بازگشت نرخ رسمی روبل لزوماً به معنای خنثی شدن اثرات بلندمدت تحریم بر اقتصاد این کشور نبود؟
پاسخ تحلیلی خود را بر اساس منطق این درس، در بخش کامنتها بنویسید تا با هم بررسی کنیم.
آنچه در این درس یاد گرفتیم
- تحریمهای اقتصادی از طریق محدودیتهای تجاری و مالی، عرضه ارز را در اقتصاد کاهش میدهند.
- ذخایر ارزی بانک مرکزی تنها زمانی مفید هستند که قابل استفاده باشند، نه مسدود شده.
- سیستم سوئیفت پیامرسان است، اما اصل جریان پول در بستر حسابهای تسویه جابهجا میشود.
- دولتها با کنترل سرمایه و تعیین دستوری قیمت، باعث شکلگیری بازار موازی و دو نرخی شدن ارز میشوند.
- افت ارزش پول در بلندمدت ناشی از کاهش سرمایهگذاری، افت بهرهوری و کاهش ظرفیت مالی دولت است.
اکنون بخش تحلیل بین بازاری و عوامل ژئوپلیتیک از آکادمی ایران ریبیت به پایان خود رسید. در بخش بعدی به بررسی استراتژیهای معاملهگری در تحلیل فاندامنتال خواهیم پرداخت و روشهای استفاده از دادههای اقتصادی برای معامله را یاد خواهیم گرفت.