خلاصه این درس در یک دقیقه
درگیریهای منطقهای از طریق پنج شوک متوالی شامل شوکهای عرضه، تجارت، مالی، اعتماد و تورم، ساختار اقتصاد را تحت تاثیر قرار میدهند. این تنشها با ایجاد ناامنی در گلوگاههای استراتژیک تجارت، هزینههای حملونقل و قیمت انرژی را بهشدت افزایش داده و چرخهای از تورم و کاهش رشد اقتصادی ایجاد میکنند.
در چنین فضایی، رابطه مبادله (نسبت قیمت کالاهای صادراتی به وارداتی) تغییر کرده و ارز کشورهای واردکننده انرژی تضعیف میشود، در حالی که بانکهای مرکزی در دوراهی سختِ مهار تورم یا نجات رشد اقتصادی گرفتار میشوند.
همزمان، رفتار ریسک گریزی سرمایهگذاران باعث هجوم سرمایه به سمت ارزهای امن میشود؛ هرچند عواملی مانند پیشخور شدن اخبار و جایگزینهای تامین انرژی تعیین میکنند که دامنه این نوسانات در فارکس چقدر بزرگ باشد.
چرا جنگ ها میتوانند بازار ارز را بهشدت تکان دهد؟
برای درک واکنش بازار فارکس به جنگ، باید نگاه نظامی را کنار بگذاریم و ابعاد اقتصادی ماجرا را بررسی کنیم. یک درگیری منطقهای بهطور همزمان چندین شوک ساختاری به اقتصاد وارد میکند.
- در قدم اول، تولید و توزیع کالاها متوقف میشود. این کاهش ناگهانی کالا در بازار که به آن شوک عرضه میگویند، تعادل قیمتها را به هم میریزد.
- بلافاصله پس از آن، مرزها و مسیرهای تجاری مسدود میشوند که یک شوک تجارت ایجاد کرده و دسترسی به مواد اولیه را محدود میکند.
- همزمان با این اختلالات فیزیکی، دولتهای درگیر مجبور میشوند بودجههای سنگینی را به مصارف نظامی اختصاص دهند. این افزایش شدید هزینههای دولتی که تعادل بودجه را برهم میزند، شوک مالی نامیده میشود (در درس نحوه اثرگذاری سیاستهای مالی زمان بحران را بررسی کردیم).
- از سوی دیگر، ترس و ابهام در میان مصرفکنندگان و سرمایهگذاران باعث توقف سرمایهگذاری و افت تقاضا میشود که بهطور رسمی شوک اعتماد نام دارد.
- با کنار هم قرار گرفتن کمبود کالا، افزایش هزینههای دولت و توقف تجارت، اقتصاد در نهایت با یک شوک تورمی مواجه میشود. بازار ارز دقیقاً به برآیند این پنج شوک واکنش نشان میدهد، زیرا مجموع این موارد مستقیماً ارزش ذاتی پول یک کشور را هدف قرار میدهند.
قیمت نفت و انرژی چگونه اثر جنگ را به بازار ارز منتقل میکنند؟
با درک انواع شوکهای ناشی از جنگ، اکنون این پرسش مطرح میشود که این شوکها چگونه از یک منطقه خاص به اقتصاد جهانی سرایت میکنند. مهمترین پل انتقال این بحران، بازار انرژی است.
یک زنجیره منطقی مشخص در این فرایند وجود دارد:
با آغاز درگیری، نگرانی از قطع شدن جریان نفت و گاز ایجاد میشود. این ترس، قیمت حاملهای انرژی را در بازارهای جهانی بالا میبرد (Energy ↑).
افزایش قیمت انرژی، هزینه تولید کالاها را گران کرده و تورم جهانی را افزایش میدهد، در حالی که همزمان رشد اقتصادی را کند میکند.
در این مرحله، بازار شروع به پیشبینی واکنش بانکهای مرکزی میکند؛ اینکه کدام بانک برای مهار این تورم، نرخ بهره را تغییر میدهد. در نهایت، همین تغییر انتظارات پولی است که ارزش جفتارزها را جابهجا میکند.

صندوق بینالمللی پول (IMF) در تحلیل مارس ۲۰۲۶ خود پیرامون جنگ خاورمیانه، دقیقاً انرژی، تجارت و بازارهای مالی را بهعنوان کانالهای اصلی انتقال تنش به اقتصاد جهانی معرفی کرده است. معاملهگر حرفهای میداند که وقتی نفت در اثر جنگ گران میشود، باید بلافاصله تقویم اقتصادی و سخنرانی روسای بانکهای مرکزی را بررسی کند، زیرا تغییر در انتظارات پولی، مقصد بعدی سرمایهها را تعیین خواهد کرد.
مسیرهای مهم حملونقل جهانی چرا برای فارکس مهم هستند؟
علاوه بر خود انرژی، مسیرهای انتقال آن نیز در تحلیل فاندامنتال اهمیت ویژهای دارند. در جغرافیای تجارت جهانی نقاطی وجود دارند که به آنها گلوگاههای استراتژیک گفته میشود؛ مانند تنگه هرمز، کانال سوئز یا تنگه بابالمندب.

برای ما بهعنوان معاملهگر، این نقاط صرفاً از یک زاویه اهمیت دارند: هزینه حملونقل کالا و اثر آن بر تورم.
اگر یک درگیری باعث ناامنی در کانال سوئز شود، کشتیهای تجاری مجبور میشوند برای حفظ امنیت، مسیر طولانیتری (مثلاً دور زدن قاره آفریقا) را انتخاب کنند. این تغییر مسیر باعث افزایش زمان سفر و سوخت مصرفی شده و در نتیجه، هزینههای کشتیرانی بهشدت بالا میرود.
با گران شدن حملونقل، عرضه کالاها به کشورهای مقصد محدود میشود و این کمبود، بهطور مستقیم تورم و تراز تجاری آن کشورها را تحت تاثیر قرار میدهد.
مثال واقعی: بحران کشتیرانی دریای سرخ
در اواخر سال ۲۰۲۳ و اوایل ۲۰۲۴، حملات در دریای سرخ باعث شد بسیاری از شرکتهای کشتیرانی مسیر خود را از کانال سوئز تغییر دهند. این رویداد واقعی باعث شد هزینه حملونقل کانتینری در برخی مسیرها تا چهار برابر افزایش یابد.
در نتیجه این اتفاق، تورم در کشورهای اروپایی که وابستگی شدیدی به این مسیر تجاری داشتند، دیرتر از حد انتظار کاهش یافت و همین مسئله انتظارات بازار نسبت به زمان کاهش نرخ بهره توسط بانک مرکزی اروپا را دستخوش تغییر کرد.
جنگ چگونه باعث ریسک گریزی و حرکت ارزهای امن میشود؟
علاوه بر مسیرهای تجاری و انرژی، روانشناسی بازار نیز نقش پررنگی ایفا میکند. همانطور که در درس اول مفاهیم پایه را بررسی کردیم، هرگونه نااطمینانی بزرگ باعث میشود سرمایهگذاران به سمت داراییهای مطمئن پناه ببرند.
هنگام وقوع جنگ، احساسات بازار بلافاصله وارد حالت ریسک گریزی یا Risk-off میشود. نهادهای مالی بزرگ، سرمایههای خود را از ارزهای پرنوسان و اقتصادهای نوظهور خارج کرده و به سمت ارزهای امن (مانند دلار آمریکا، فرانک سوئیس و ین ژاپن) هدایت میکنند.
این حرکت سرمایه به این دلیل نیست که کشورهای صاحب این ارزها سود بیشتری میدهند، بلکه صرفاً به این دلیل است که در زمان جنگ، حفظ اصل سرمایه اولویت مطلق است.
چرا جنگ روی کشورهای واردکننده و صادرکننده انرژی اثر متفاوتی دارد؟
تغییرات قیمت انرژی و جریان سرمایه، اثر یکسانی روی همه ارزها ندارند. در اینجا باید مفهوم رسمی شرایط بازرگانی یا Terms of Trade را بشناسیم. رابطه مبادله، نسبت قیمت کالاهایی است که یک کشور صادر میکند در برابر قیمت کالاهایی که وارد میکند.

در زمان جنگ و گرانی نفت، کشورهای واردکننده انرژی (مانند اتحادیه اروپا یا ژاپن) با افت شدید رابطه مبادله مواجه میشوند. آنها باید ارز بیشتری برای خرید همان مقدار انرژی پرداخت کنند که این امر مستقیماً باعث تضعیف پول ملی آنها میشود.
یک نمونه بارز
بحران انرژی اروپا در سال ۲۰۲۲ پس از جنگ اوکراین بود که باعث شد ارزش یورو در برابر دلار به زیر سطح برابری (Parity) یعنی کمتر از ۱.۰۰ سقوط کند. در مقابل، کشورهای صادرکننده انرژی (مانند کانادا) قرار دارند که درآمدهای بالقوه آنها افزایش مییابد.
اشتباه رایج در تحلیل ارزهای کالایی
اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد که نباید فراموش کنید: اقتصاد یک خط مستقیم نیست. نباید فرض کنید هر بار که نفت گران میشود، دلار کانادا (CAD) قطعاً صعود میکند.
اثر نهایی جنگ روی یک ارز کالامحور، به احساسات کلی ریسک، وضعیت مالی دولت آن کشور و سیاست پولی بانک مرکزی آن نیز بستگی دارد. اگر جنگ باعث رکود شدید اقتصاد جهانی شود، ترس بازار بر درآمد نفتی غلبه کرده و ارز صادرکننده نیز ممکن است تضعیف شود.
جنگ چگونه تصمیم بانکهای مرکزی را پیچیده میکند؟
با اختلال در عرضه و افزایش قیمت انرژی، بانکهای مرکزی با یکی از سختترین چالشهای اقتصادی یعنی مواجهه همزمان با تورم بالا و رشد اقتصادی پایین روبهرو میشوند.
دوراهی سخت بانکهای مرکزی در زمان جنگ
بانک مرکزی وظیفه دارد تورم را کنترل کند و در عین حال به رشد اقتصادی آسیب نزند. در شرایط جنگی (عرضه ↓ و انرژی ↑)، تورم افزایش مییابد (Inflation ↑) اما رشد اقتصادی کند میشود (Growth ↓).
اگر بانک مرکزی برای کنترل تورم نرخ بهره را بالا ببرد، اقتصاد ضعیفشده را بیشتر در رکود فرو میبرد. اگر بخواهد با کاهش نرخ بهره از رشد اقتصاد حمایت کند، تورم از کنترل خارج خواهد شد.

صندوق بینالمللی پول در گزارش ثبات مالی جهانی (IMF GFSR) آوریل ۲۰۲۶ نشان داد که شوک انرژی ناشی از درگیریها، میتواند انتظارات تورمی، نرخهای مورد انتظار بازار و بازده اوراق قرضه را بهطور همزمان جابهجا کند. این سردرگمی بانک مرکزی، نوسانات بازار فارکس را بهشدت افزایش میدهد زیرا معاملهگران دائماً در حال حدس زدن اولویت بعدی بانک مرکزی هستند.
چرا هر جنگی باعث حرکت بزرگ بازار نمیشود؟
شاید بپرسید چرا گاهی اخبار جنگ منتشر میشود اما بازار فارکس واکنش شدیدی نشان نمیدهد؟
دلیل این موضوع به چند فاکتور اقتصادی بستگی دارد:
- سهم منطقه از اقتصاد جهانی: درگیری در کشوری که سهم کوچکی در تولید ناخالص داخلی جهان دارد، اثر محدودی خواهد داشت.
- اهمیت کالا: نقش کشورِ درگیر در صادرات کالاهای استراتژیک (مثل انرژی یا غلات) تعیینکننده است.
- مدت درگیری: بازارهای مالی به تنشهای کوتاهمدت واکنش پایداری نشان نمیدهند.
- جایگزین عرضه: اگر کشورهای دیگر بتوانند بلافاصله کمبود عرضه را جبران کنند، شوک خنثی میشود.
- پیشخور شدن: اگر بازار ماهها در انتظار جنگ بوده باشد، اثر آن را پیش از شروع رسمی درگیری روی قیمتها اعمال کرده است.
- شدت اختلال: میزان آسیب فیزیکی به زیرساختها و مسیرهای تجاری، معیار نهایی ترس بازار است.
چطور اثر یک درگیری را مرحله به مرحله تحلیل کنیم؟
برای اینکه در زمان انتشار اخبار جنگ دچار هیجان نشوید، به جای تمرکز بر رویدادهای نظامی، این ۷ مرحله را بهصورت تحلیلی بررسی کنید:
- چه چیزی مختل شده است؟ (آیا مسیرها بستهاند یا فقط یک تنش سیاسی است؟)
- چه کشورهایی مواجهه و وابستگی دارند؟
- آیا شوک از سمت عرضه است یا تقاضا؟
- اثر این اختلال روی تورم و رشد اقتصادی چیست؟
- بازده اوراق قرضه در واکنش به این خبر چه تغییری کرده است؟
- واکنش احتمالی بانک مرکزی چه خواهد بود؟
- برآیند این تغییرات چگونه جریان سرمایه و جفتارزها را جابهجا میکند؟
تمرین آموزشی
در اواخر فوریه سال ۲۰۲۲، با آغاز جنگ روسیه و اوکراین، بازارهای جهانی با یک شوک بزرگ انرژی و غلات مواجه شدند. منطقه یورو که وابستگی شدیدی به انرژی وارداتی از روسیه داشت، ناگهان با جهش قیمت گاز و تهدید توقف کارخانهها روبهرو شد.
با توجه به مراحل تحلیلی که در این درس یاد گرفتید: بررسی کنید که بانک مرکزی اروپا (ECB) در آن مقطع با چه دوراهی متناقضی روبهرو شد و این شوک چه تاثیری بر شرایط بازرگانی منطقه یورو گذاشت؟ چرا ارزش یورو در برابر دلار در ماههای بعد از آن بهشدت سقوط کرد؟
تحلیل و پاسخ خود را بر اساس مفاهیم این درس، در بخش کامنتها بنویسید.
آنچه در این درس آموختیم
یک درگیری منطقهای از طریق ایجاد اختلال در عرضه، افزایش قیمت انرژی و بالابردن هزینههای تجارت، شوکهای مستقیمی به اقتصاد جهانی وارد میکند. این فرایند باعث افزایش تورم و کاهش رشد اقتصادی شده و سیاستهای بانک مرکزی را پیچیده میسازد.
در این میان، ارز کشورهای واردکننده انرژی تضعیف شده و سرمایهها به دلیل رفتار ریسک گریزی به سمت داراییهای امن حرکت میکنند؛ البته به شرطی که بازار پیشتر این رویدادها را پیشخور نکرده باشد.
اکنون درک روشنی از نحوه اثرگذاری درگیریهای ژئوپلیتیک و نظامی بر اقتصاد و بازار ارز داریم. اما شوکهای خارجی تنها عواملی نیستند که معادلات بازار را بر هم میزنند.
گاهی تغییر قدرت در داخل یک اقتصاد بزرگ، میتواند به اندازه یک بحران بینالمللی برای مسیر آینده یک ارز سرنوشتساز باشد. وقتی رهبری یک کشور تغییر میکند، سیاستهای مالی، رویکردهای تجاری و حتی استقلال بانک مرکزی ممکن است کاملاً دگرگون شود.
اما بازارهای مالی چگونه این تغییرات سیاسی را پیش از وقوع، تحلیل و قیمتگذاری میکنند؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسش، باید وارد درس بعدی شویم.